don't tell your dream
در مورد رویاهات نگو، نگو
Don't, don't, don't, don't
نگو، نگو، نگو…
Don't tell your dreams to everybody around
رویاهات رو به هر کسی نگو
Some people smile but want to see you down
بعضیها لبخند میزنن، اما میخوان تو رو شکستخورده ببینن
Keep it quiet, don't make a sound
ساکت باش، صدایی در نیار
Let your success be what shakes the ground
بذار موفقیتت زمین رو به لرزه دراره
Don't tell your dreams to everybody around
رویاهات رو به هر کسی نگو
Some people smile but want to see you down
بعضیها لبخند می زنن، اما می خوان تو رو شکست خورده ببینن
Keep it quiet, don't make a sound
ساکت باش، صدایی در نیار
Let your success be what shakes the ground
بذار موفقیتت زمین رو به لرزه دراره
می خوام خودمو بکشممممم، اصلا می خوام ناخنامو بشکنمممم این چه وضعیههههه. از ساعت شش صبح داشتم پست می نوشتمممم آخرش دیدم جای یکی از عکس ها خوب نیست بزار پاکش کنم بزارمش پایین تر، تهش چی شد؟چییییییی شددددددد؟ کل نوشته هام پریدددد. پریددددد. الانه که سکته کنم وای وای وای وای . آخرش قسمت آپلود این سایت منو می کشههه، می کشهههه، می کشههههه.
می مردی حالا اون عکس رو پاک نمی کردی؟ نه جدی می مردییییییی، حالا که کردییییی بمیرررررر.
وای وای وای تا حالا اینقدر موقع نوشتن چیزی حرص نخورده بودم . (برام درس عبرت شد که قبل نوشتن چیزی یه جای دیگه یادداشتش کنم بعد اینجا کپی پیست بزننمممم.)
به یه نتیجه درخشان رسیدم: ابتدای پست نباید عکس یا ویدیو آپلود کرد، اگه هم انجام دادی پاک نکن و یا دوباره سایزشو تنظیم نکن. چون کل مطالبت می پره مثل من بدبختتتتتتتتتتتتتت.
حرص خوردن بسه ಠಿ_ಠಿ
من و چه به وب نویسی؟ برم یه اپلیکیشن خاطره نویسی پیدا کنم، بهتره.
حس می کنم بلد نیستم با قسمت آپلودش کار کنم✋
سر درد گرفتم...
بعد از تشکیل تیم remanha با هوگو که البته بیشتر از سه روز عمر نکرد! (باعث و بانی مرگش هم کنکورِ خاک بر سر من بود) به سمت و سوی دیگه ای کشیده شدم.
یکی-دو شبی میشه که چندتا مینی نقاشی بداهه ترسیم می کنم و امروز صبح با گوش دادن به آهنگ Believer ازimagine dragons به این فکر افتادم که چرا به ادیت تبدیلشون نکنم؟ و در نهایت اون ویدیو بالا به وجود اومد.(مطمئنم تا چند ساعت دیگه از شدت شرم این ویدیو رو از هستی ساقط می کنم.)
پ.ن ترجمه های متفاوتی از این آهنگ دیدم ولی اون ترجمه ای رو که بیشتر از همه دوست داشتم رو قرار می دم.
I was broken from a young age
از همون سنین پایین، وجودم درهمشکسته بود.
Taking my sulking to the masses
بعد درد و رنجمو پیشِ مردم میبردم.
…Writing my poems for the few
ترانه هامو برای کسایی سرودم…
That looked at me took to me, shook to me, feeling me
که بهم نگاه می کنن،میگیرن چی میگم،بهم روحیه میدن و منو احساس می کنن
Singing from heart ache from the pain
از درد و رنج قلبم خوندم
Take up my message from the veins
پیامم رو از درون رگ ھﺎیم بیرون ﮐﺸﯿﺪم
Speaking my lesson from the brain
آموخته ھﺎﯾﻢ را از درون ﻣﻐﺰم ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ
...Seeing the beauty through the
و زﯾﺒﺎﯾﯽ را ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ در…
Pain
درد!
You made me a, you made me a believer, believer
تو از ﻣﻦ ﯾﮏ ﻣﻮﻣﻦ ﺳﺎﺧﺘﯽ، تو از ﻣﻦ ﯾﮏ ﻣﻮﻣﻦ ﺳﺎﺧﺘﯽ
Pain
درد!
You break me down, you build me up, believer, believer
تو من رو در ھﻢ ﺷﮑﺴﺘﯽ و تو از ﻣﻦ ﯾﮏ ﻣﻮﻣﻦ ﺳﺎﺧﺘﯽ
Pain
درد
دو قلو های به هم چسبیده
داستانشون رو می دونی؟
اِوِلِن و اِوِلِن دو تا خواهر بودن که موقع به دنیا اومدن به هم چسبیده بودن.
داستان به دنیا اومدنشون اینطوریه که روز ۱۳ ام سپامبر، مرده میبینه زنش نزدیک زایمانشه و درد زیادی داره. وقت نمیشه تا بیمارستان ببرتش پس میبره پیش دکتر محله شون که از قضا بسی مذهبی و همینطور خرافاتی هم بوده. دکتر بچه هارو به دنیا میاره و بوم. میبینن بچه دوقلوعه. و دوقلو های دختر، به هم چسبیدن. مامان بیچاره موقع زایمان میمیره. و پدر بچه ها هم وقتی میبینه عشق زندگیش بخاطر به دنیا اوردن همچین اعجوبه هایی جونش رو از دست میده، بچه هارو با اون دکتر تنها میذاره و محل رو ترک میکنه و دیگه پیداش نمیشه. دکتر که با بچه ها تنهاست، بعد از کمی تامل، میره یه اره برقی میاره. اون میخواست با ارّه بچه هارو از هم جدا کنه. روشنش میکنه و میارتشون نزدیک پوست نحیف اولن و اولن. و زیر لب زمزمه میکنه "خدایا خودت کمکم کن." که یهو کلانتر وارد اتاق میشه(صدای اره رو از بیرون ساختمون شنیده بود.) و چه جالب که کلانتر از دیوونه بودن دکتر خبر داشته و دنبال یه موقعیت بوده که اونو بکشه و چه موقعیتی بهتر از این؟ با ۱۳ ضربه چاقو دکتر رو میکشه. بچه هارو ورمیداره و سوار ماشینشون میکنه. تو راه که با ماشین داشتن میرفتن، با یه کامیون تصادف میکنن و وای! توی تصادف کلانتر میمیره! راننده کامیون که متوجه دوقلو های به هم چسبیده میشه، تصمیم میگیره اونارو برداره و با خودش ببره.این کار رو هم میکنه.
توی آهنگ داره صحبت های روزمره این دوتا خواهر رو شرح میده.
میگن "به نظرت فضا نورد بشیم؟ یا آتش نشان؟ بریم اسکی کنیم؟"
که یه جا به بعد اولن(اونی که صدای مرد میخونه) شروع میکنه به درخواست. "بیا با کسی که باهاش قرار گذاشتیم ازدواج کنیم. بریم بازیگر بشیم." اون یکی خواهر (صدای زن) در جواب همشون مخالفت میکنه.
اولن(مرد) عصبی میشه و با کنایه میگه "یه انگل نیاز به میزبان داره"
اولن زن: من فقط بهترین رو برای خودمون میخواستم!
اولن مرد: ولی من هیچکدوم از اینا رو نمیخواستم.من فقط یه زمان فقط و فقط مخصوص خودم میخواستم.( چون به هم چسبیده بودن هیچوقت نمیتونستن تنها باشن.) تو از من میترسی و بدت میاد.
اولن زن: تو هیچوقت به من اهمیت ندادی.
اولن مرد: چرا منو رها نمیکنی؟
اولن زن: تنهایی زنده نمیمونی
(از اینجا شروع میکنن به بحث کردن و وسط خوندن آهنگ کلام هم رو قطع میکنن.)
(اینجاها باهم حرف میزنن)
من دارم ازت خواهش میکنم(اولن زن)
بس کن از من خواهش نکن! (اولن مرد)
اولن زن: من میخوام تو پیشم باشی
اولن مرد: من میخوام زمانی مختص خودم داشته باشم
اولن زن: چرا نمیتونیم باهم کنار بیایم؟
اولن مرد: چرا فقط تنهام نمیذاری ؟؟؟
و...
آن حسِ خلأیی که تو را در بر میگیرد و بغضِ گیرکرده در گلویت را تبدیل به تودهای سنگین و پر از برادههای آهن میکند؛ چیزی که دردش آرام و پیوسته بالا میآید.آرامآرام تو را در تاریکی فرو میبرد.آری، ذرهذرهی وجودت مات میشود.تاریکی و تاریکی…سرانجام آهستهآهسته در دلِ سیاهی حل میشوی؛و حال سرنوشت خود را با آغوشی باز پذیرا میشوی.
Erina
همانگونه که زخم بر ما مینشیند، زخم هم بر دیگران مینشانیم؛ درد همیشه راهی برای ادامه یافتن پیدا میکند.
پایان این چرخهٔ هولناک چه میتواند باشد، جز پایان دادن به خود؟
Look Mummy
مامانی ببین!
There's an airplane up in the sky
یه هواپیما تو آسمونه.
Ooh-ooh, ooh, ooh, ooh
Ooh-ooh, ooh, ooh, ooh
Ooh-ooh, ooh, ooh, ooh
Did-did-did-did you see the frightened ones?
کسایی که ترسیدن و دیدی؟
Did-did-did-did you hear the falling bombs?
صدای بمبهای در حال سقوط و شنیدی؟
Did-did-did-did you ever wonder why we had to run for shelter
تا حالا فکر کردی که چرا باید دنبال پناهگاه بگردیم.
When the promise of a brave new world unfurled ?beneath the clear blue sky
وقتی بهمون قول یه جهان شجاع و جدید زیر آسمون آبی دادن؟
Ooh-ooh, ooh, ooh, ooh
Ooh-ooh, ooh, ooh, ooh
Did-did-did-did you see the frightened ones?
آدمای وحشت زده رو دیدی؟
Did-did-did-did you hear the falling bombs?
صدای بمبهای در حال سقوط رو شنیدی؟
The flames are all long gone but the pain lingers on
شعلههای آتیش خیلی وقته از بین رفته ولی دردش هنوز ادامه داره...
Goodbye,
blue sky
Goodbye, blue sky
Goodbye
Goodbye
دیگر هیچ زنجیری مرا به این دنیا وصل نمیکند؛ آزادم.
︶꒦꒷︶꒷꒦︶✩.*˚ ✩.*˚ ✩.*˚ ✩.*˚︶꒦꒷︶꒷︶