دو سه روز پیش نویسنده رو باز کردم تا بنویسم چند خطی هم نوشتم ولی کافه شلوغ شد و کلا حواسم پرت شد. آخر شب که رفتم خونه دیدم صفحه‌م بسته شده و همه پریده. تنها چیزی که از نوشته هام یادمه این بود که بعد از بیان نویسنده خیلی بهم حس خونه میده. با اینکه هنوز وقت نکردم مثل قبل بنویسم ولی کاملا احساس راحتی و تعلق بهم میده:)

یه پست توی اینستا دیدم که می‌گفت برنامه هاتو برای کسی نگو چون وقتی برای کسی میگی مغز فکر میکنه اون کارو انجام داده و انگیزه‌‌شو برای به اتمام رسوندن اون کارو از دست میده.. ایده ها دارم تو ذهنم. ذوق دارم برای انجامش. نمیدونم اونقدر که تو ذهنم آسون بنظر میاد، تو واقعیت هم آسون خواهد بود یا خیر، نمیدونم انرژی کافی برای انجامش و ادامه دادنش رو خواهم داشت یا خیر! ولی میخوام تمام تلاشمو بکنم. میخوام برای خودم آسونش کنم و انجامش بدم. درموردش فقط با همکارم صحبت کردم که رشته‌ش مربوط میشه به ایده‌هام و راستش خودشم الهامبخش و کمک کننده م بود تو این ایده ها و با بلوبری.

بلوبری:)

دوست دارم درموردش بنویسم. ولی حس میکنم اگه بنویسمش تموم میشه. میخوام همه‌شو برای خودم نگه دارم💙