You need to enable JavaScript to use this application.
دسته‌بندی: کیومرث‌نوشت

اهلی شدن!

22 ساعت پیش در کیومرث‌نوشت
اهلی شدن!

در آغاز، خشنود کردن پدر و مادر مد نظرمان بود و بعد خشنود کردن آموزگاران در مدرسه و سپس کلیسا!

تا این که به نقش بازی کردن عادت کردیم. ما از ترس طرد شدن مدعی شدیم کسی هستیم که نبودیم. ترس از طرد شدن تبدیل به ترس از مطلوب نبودن شد. سرانجام ما به کسی تبدیل شدیم که در حقیقت نیستیم. تبدیل به رو‌نوشتی شدیم از باورهای مادر، پدر، جامعه و مذهب.

ادامه نوشته 1

... هوشمندانه ترین اسباب‌بازی جهان...

3 هفته پیش در کیومرث‌نوشت
... هوشمندانه ترین اسباب‌بازی جهان...

هنوز ابتدای کتاب دنیای سوفی به سر میبرم و فعلا رسیدم به نظریات اتمی و بازی هیجان انگیز و خاطره ساز لگو...

چرا آدم‌ها بزرگ که می‌شوند دست از بازی کردن برمی‌دارند؟

ما آدم بزرگا اکثر اوقات یادمون میره کودک درونی هم داریم که باید باهاش وقت بگذرونیم و بازی کنیم، در واقع دنیای بزرگسالی اصلا این اجازه رو بهمون نمیده، نه وقتش هست و نه حوصله اش!

ادامه نوشته 9

مفاهیم ساده

1 ماه،1 هفته پیش در کیومرث‌نوشت
مفاهیم ساده

مایلید به صرف یک فنجان چای کمی با هم حرف بزنیم؟

ادامه نوشته 8

زندگی جالبه!

2 ماه پیش در کیومرث‌نوشت

این یکی رو میخوام بدون فکر کردن یا جهت دار کردنش بنویسم.

ادامه نوشته 8

فرصت حرف زدن

2 ماه،2 هفته پیش در کیومرث‌نوشت
فرصت حرف زدن

این چند وقت اخیر سعی کردم ارتباطاتم رو با دنیای بیرون بیشتر کنم و از دنیای مجازی تا حدودی فاصله بگیرم... با آدم های جدید بسیاری آشنا شدم، با داستان هاشون، سبک و نحوه ی زندگی کردنشون، عقاید، تفکرات، سختی هایی که کشیدن، راه هایی که تا الان طی کردن، تجربیات، شکست هاشون و یه عالمه چیزای دیگه...

ادامه نوشته 2

دوستت دارم؟

3 ماه پیش در کیومرث‌نوشت
دوستت دارم؟

از هیولای مذکر میپرسم گفتن دوستت دارم انقدر راحته؟ 

میگه نه... کلی مسئولیت به همراه داره و هرکسی نمیتونه بگه!

ولی چطور ممکنه کسی از جمله ی دوستت دارم استفاده کنه بعد هم ولت کنه و بره؟

انسان های دوچهره؟

3 ماه،1 هفته پیش در کیومرث‌نوشت
انسان های دوچهره؟

ازم پرسید چرا تمام عکس هایی که میگیری نصفه است و ما نصف دیگه ات رو توی هیچکدوم از عکسا نداریم؟

تا قبل از اون کلا از خودم عکسی نمیگرفتم... ایده ی گرفتن عکس های نصفه رو از بچه های بیان گرفتم (چی بودی تو واقعا بیان...)

آیا من سزاوارتر نبودم؟

3 ماه،2 هفته پیش در کیومرث‌نوشت
آیا من سزاوارتر نبودم؟

گاهی اوقات دست E کوچولو رو میگیرم و با خودم اینور اونور میبرم، همیشه بالشتش توی بغلشه و هرجا که خسته شد همونجا میشینه!

بعضی وقتا به بچه هایی برمی‌خوریم که آسایش و زندگی آروم و راحتی دارن، واقعا باعث خوشحالیه، اینکه یه بچه عشق مورد نیازش رو دریافت می‌کنه باعث میشه بیشتر به این زندگی امیدوار بشم...

تمامی حقوق برای Qmarth محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده