درباره کتاب «کاپّا»

فکر کردم شاید بدتان نیاید چکیده‌ای از کتاب مگِ فیلسوف، سخنان یک احمق، را بخوانید:
احمق همواره فکر می‌کند که همه به‌جز خودش احمق هستند.
شاید علت عشق ما به طبیعت به این واقعیت بی‌ربط نباشد که طبیعت نه از ما متنفر است و نه به ما حسادت می‌کند.
زیرکانه‌ترین روش زندگی این است که از آداب‌ورسوم جاری روی‌گردان باشید و در عین حال بتوانید به گونه‌ای زندگی کنید که گویی در هیچ شرایطی این آداب‌ورسوم را نقض نمی‌کنید.
چیزهایی که از همه بیشتر به آن‌ها افتخار می‌کنیم دقیقاً همان چیزهایی هستند که از آن ما نیستند.

کاپّا - فصل یازدهم

این نوشته، اصلاً یه نقد نیست؛ صرفاً تجربه و یادداشت من از خوندن کتاب «کاپّا» به قلم «ریونوسوکه آکوتاگاوا»ست.

من هیچ‌وقت خوندن کتابی از یه نویسنده ژاپنی رو تجربه نکردم. فکر نمی‌کردم لذت کافی رو ببرم اما بعد از مراجعه به «داتو وِرس» برای خرید کتاب(البته به صورت حضوری) و پیشنهاد سهند عزیز مِن‌باب خریدن این جلد و در نهایت خوندنش، به این نتیجه رسیدم که به لیست علاقه‌مندی‌هام اضافه‌ش کنم و می‌تونم بگم که از خوندنش واقعاً لذت بردم.
در کنارش کتاب «شوالیه و شاپرک - ریچیل گیلیگ» به پیشنهاد امیرحسین و «نآدمیزاد - اوسامو دازای» هم به پیشنهاد سهند تهیه کردم که به‌زودی می‌خونمشون و ازشون می‌نویسم.

اولین برخورد من با این کتاب خیلی ناامید کننده بود. از این جهت که مترجم محترمی که به انگلیسی ترجمه‌ش کرده بود، حدود 50 و اندی صفحه از این کتاب 170 صفحه‌ای رو به مقدمه خودش اختصاص داده بود. گرچه چند صفحه ابتدایی جذبم نکرد اما در ادامه از خوندن سرگذشت نسبتاً مفصلی از ریونوسوکه نوشته بود لذت بردم و فکر می‌کنم خیلی خوب شد که اون مقدمه رو خوندم و ردش نکردم. در ادامه، خلاصه‌ای از سرگذشت ریونوسوکه رو با کمک AI تهیه کردم که می‌تونید مطالعه کنید:

ریونوسوکه آکوتاگاوا (۱۸۹۲–۱۹۲۷) از مهم‌ترین نویسندگان ادبیات مدرن ژاپن به شمار می‌رود. او در توکیو متولد شد و از کودکی با مشکلات خانوادگی و روحی دست‌وپنجه نرم کرد؛ مادرش اندکی پس از تولد او دچار بیماری روانی شد و همین تجربه تا پایان عمر بر ذهن و آثارش سایه انداخت. آکوتاگاوا بیشتر با داستان‌های کوتاه درخشانش شناخته می‌شود و امروزه معتبرترین جایزه ادبی ژاپن، «جایزه آکوتاگاوا»، به افتخار او نام‌گذاری شده است.

رمان کوتاه «کاپّا» را در سال ۱۹۲۷، تنها چند ماه پیش از مرگش، نوشت. او در این اثر، به‌جای روایت مستقیم مشکلات جامعه، دنیایی خیالی از موجودات افسانه‌ای کاپّا را خلق کرد تا از دریچه آن، به نقد تمدن، سیاست، سرمایه‌داری، هنر، مذهب، خانواده و حتی روان‌شناسی انسان بپردازد. «کاپّا» در ظاهر داستانی فانتزی است، اما در حقیقت یکی از تلخ‌ترین و شخصی‌ترین آثار آکوتاگاو به شمار می‌رود؛ اثری که اضطراب، بدبینی و بحران‌های ذهنی سال‌های پایانی زندگی او را بازتاب می‌دهد.

شاید عجیب‌ترین ویژگی «کاپّا» این باشد که هرچه بیشتر آن را می‌خوانید، کمتر مطمئن می‌شوید چه کسی واقعاً دیوانه است؛ راوی داستان یا جامعه‌ای که او از آن گریخته است.

تصویری از «کاپّا»ها

موجودی که نویسنده در این کتاب به ما معرفی می‌کنه، نوعی برداشت افسانه‌ای مشابه جن و پری در فرهنگ ماست. مخلوقاتی که بدنی لزج، خیس، با قابلیت استتار شبیه آفتاب‌پرست دارن و با یه نعلبکی روی سر که با بالاتر رفتن سن کاپّا محکم‌تر می‌شه در جامعه‌ای مشابه و البته از جهاتی بسیار متفاوت با انسان‌ها زندگی می‌کنن.

بعد از مبتلا شدن خواهر بزرگ ریونوسوکه به مننژیت و مرگش، مادرش به صدمات روحی جدی دچار می‌شه. مدت طولانی نمی‌گذره که ریونوسوکه به دنیا می‌آد و این در حالیه که در ژاپن باور داشتن، فرزندآوری در سن 33 سالگی مادر و 42 سالگی پدر، بد شگون‌ترین اتفاقیه که می‌تونست بیفته. بنابراین اضطراب مادر ریونوسوکه به قدری افزایش پیدا می‌کنه که در نهایت به مدت 10 سال پایانی عمرش به یه بیمار اسکیزوفرنیک تبدیل می‌شه. البته پدر و مادر ریونوسوکه برای دفع این اصطلاحاً Bad Omen، اون رو رها می‌کنن تا توسط خانواده دیگه‌ای بزرگ بشه اما مادرش بهبود پیدا نمی‌کنه.

کتاب بخش‌های کوتاهی از جنبه‌های مختلف زندگی در میان کاپّاها رو به شکل داستان‌های چند صفحه‌ای به نمایش می‌ذاره. ریونوسوکه با ظرافت واقعا بالایی تصویر این جامعه رو در ذهن خواننده ایجاد می‌کنه و در حین خوندن این داستان‌های جذاب، به نقدهای جدی نسبت به جامعه می‌پردازه. به قدری احساسات القا شده از نویسنده این اثر، قابل لمس و جذابه که واقعاً نمی‌تونید لحظه‌ای از خوندنش دست بکشید. بخش‌های زیادی از کتاب به درونیات خود ریونوسوکه هم می‌پردازه و خیلی‌ها این کتاب رو تحت عنوان وصیتنامه این نویسنده معرفی می‌کنن. فکر می‌کنم بهتره زودتر کتاب «راشومون» از این نویسنده رو هم تهیه کنم. اونم انگار دست کمی از این کتاب نداره!

در نهایت واقعاً از خوندنش لذت بردم و قطعاً بازم این‌کارو می‌کنم. به شما هم پیشنهاد می‌کنم مطالعه‌ش کنید.