پاه، چه خلوت شدن وبلاگا، کی به کیه، بنویسیم مجدد.
از موقعی که نویسنده ساخته شد تا الان که این پست رو دارم مینویسم هی همیشه یه فکر ته ذهنم از طریق عصب های مربوطه، انگشتام رو قلقلک میداد که کلماتم رو روی صفحه سفید این پلتفرم هم بیارم، اما خب تنبلی، سرشلوغی، درگیری ها و وبلاگ شخصی دیگم، بهونه هایی بودن که منو با انجام این کار دچار فاصله میکردن.
گفتم بلاگ دیگم، منظورم مکسی اسپیسه که الان تقریبا دلم نمیخواد توسعش بدم، دلیلی دیگه براش ندارم. موقعی که ایده ساختن یه فضای شخصی برای آرشیو پروژه ها، متن ها و همه چیز کنار هم به ذهنم رسید، مسیر متفاوتی رو برای خودم متصور بودم اما خب همه چیز در کوتاه مدت میتونه دستخوش تغییرات زیادی بشه، حتی همین عظم به نوشتن در پلتفرم فعلی. به همین جهت احتمال میدم یا فضای اونور رو به فرم دیگه ای ادامه بدم، یا مکسی اسپیس رو بیارم پایین(احتمالا به هاستش نیاز دارم برای یه کار دیگه).
به هر صورت هر تصمیمی که گرفته بشه، لذت نوشتن رو نمیشه منکر شد، با این وجود که شاید ترجیح بدم نوشته هام دیر به دیر تر باشن با محتوای مشخص تر. نظری روی کتاب، گیم، فیلم، تجربم سر توسعه پروژه گیمم، یه نکته فنی/هنری که یادش گرفتم یا دغدغم شده و از این مسائل. رک بگم؟ از روزنویسی چندان دیگه خوشم نمیاد، مخصوصا که ترکیب بشه با ناله کردن، انقدر همه چیز تلخه که بخوام شروع کنم به نوشتن احساسات رندومم، باید هی دو پست یه بار روضه بگیرم براتون، کی واقعا حال خوندنش رو داره؟ میدونم که هیچکی، و این به معنای منکر وضعیت بودن نیست، دارم تلاشمو میکنم انرژیه حفظ بشه چرا که کار زیاده واقعا، کمتریناش برای من پایان نامه و پروژه های هوار شده روی سرمه، برای همین ترجیح شخصیم اینه که محتوا رو ببرم سمت بیشتر غنی بودن، که ترکیبیه از نظر شخصی و تجربه های کاری ولی ممکنه حرفی به کسی تو بخش مشترکی کمک کنه، باز باید زمان بگذره ببینم نوشته ها فرم مناسبی پیدا میکنن یا نه.
ولی بی معرفت نبودم خداییش، درسته یه مدته دست به قلم نشدم ولی نوشته ها رو تا جایی که زمان و ذهن اجازه میداد میخوندم✋
خلاصه عرایض بنده اینکه یحتمل قلم این سمتا پچرخه، شایدم دوباره لوس بشم و نچرخه، کی به کیه، تا ببینیم حسو حاله چطور پیش میره😂
یه چیز کاملا بی ربط، پیامکای تبلیغاتی یکم زیادی زیادن، بس است دیگر دیجیکالا، بکش بیرون از خط طفلکی من، من از تو خرید بکن نیستم🗿
𝗡𝗜𝗞 2 هفته،6 روز پیش