You need to enable JavaScript to use this application.

من می‌ترسم

6 روز،18 ساعت پیش در تکه‌ای از کتابم
من می‌ترسم

ترس من، آمدن توست...

می‌ترسم روزی از همان کوچه‌ای بگذری که روزگاری یکدیگر را همان‌جا پیدا می‌کردیم، اما دیگر به یاد نداشته باشی که گمشده‌ای داری و باید به دنبالش بگردی.
می‌ترسم چشم در چشمم بدوزی و مرا نشناسی؛ چنان نگاه کنی که انگار همیشه همین‌قدر غریبه بوده‌ام. انگار هرچه میان ما گذشته، تنها خوابی بوده که صبح، بی‌رحمانه از یاد برده‌ای.
آری ای شمع فروزان من، من تمام عمر پروانه‌ای بودم که سرنوشتش را در آتش نام تو نوشته بود. سوختم؛ نه یک‌بار، بلکه هر بار از نو. و حالا از این می‌ترسم که تو حتی بوی آن بال‌های سوخته را هم به خاطر نیاوری.
شاید باران، سال‌هاست شانه‌هایت را از من بهتر در آغوش گرفته است. شاید آن‌قدر زیر باران ایستاده‌ای که دیگر یادت نیست، روزی چترت را با خیال بودن من بستی و آسوده به دست باد سپردی.
از این هم می‌ترسم که روزی دستت در دست باد گرم شود و وقتی دستان سرد مرا دیدی، بی‌هیچ مکثی از کنارشان عبور کنی؛ چنان‌که آدم‌ها از کنار درختی خشک در پایان زمستان می‌گذرند، بی‌آنکه بدانند همین درخت، روزگاری تمام بهارش را نثار آسمان کرده بود.

و آن روز، شاید همه چیز چون گذشته باقی‌بماند؛ باران ببارد، باد بوزد و مردم بخندند.
فقط در جایی دور از چشم جهان، همچو خاطره‌ای آرام ناپدید خواهم گشت؛ بی‌آنکه حتی تو بدانی چه چیزی را از یاد برده‌ای.

4

به وقت تحول!

1 ماه،2 هفته پیش در نوشته‌های یهویی!
به وقت تحول!

نیازمندم که از این وایب خاکستری زندگیِ این چند وقت بیام بیرون.
خسته شدم واقعا
مثل همیشه باید به همون شعار طلایی «نو سوشال مدیا» برگردم.
مغزم دیگه تحمل این حجم از اطلاعاتو نداره و باید به اندازه یک سالِ تمام
وقت بذارمو همه چیز رو درست و حسابی طبقه بندی کنم.

از این حس و حال واقعا متنفرم 
باید از همه چیز فاصله بگیرم تا یکم بهتر و سرحال‌تر بشم.

دوست بودن با آدما واقعا سخته..!
اون روی خیلی درون‌گرام داره اذیت میشه فکرکنم 😂

پ.ن: اینجا واقعا ترتمیز و مرتب و نانازیه 🎀
اگر قسمت مشاهده دنبال کنندگان و کسانی که خودمون دنبال می‌کنیم هم اضافه بشه عالی‌تر میشه =)

4

واقعا Hello World!

1 ماه،2 هفته پیش
واقعا Hello World!

سلام!
با یک حالت «از اینجا مونده از اونجا رونده»‌ای به دنبال یک مکان دنج و راحت برای نوشتن می‌گشتم،
ماشالا انقدررر تعداد این سرویس‌ها داره افزایش پیدا می‌کنه بعد از خاموشی بیان و جامعه برنامه‌نویسانی که از قضا وبلاگ‌نویس هم بودن یهو همه‌شون تصمیم به راه‌اندازی یک سرویس مناسب نویسندگی گرفتن که دیگه تعداد سرویس‌ها داره از تعداد نویسنده‌ها بیشتر میشه و آدم دلشم نمیاد فقط یکی رو انتخاب کنه این وسط =) 
با خداقوت و خسته نباشید فراوان به سازندگان نویسنده (خیلی گوگولی و طفلکیه اینجا ^^) 
آمدم که اینجا بنویسم خلاصه... 
امیدوارم که موندگار باشه نوشتنم اینجا برای مدتی بسیار طولانی و یه آرشیو خوشگل و ترتمیزی بتونم داشته باشم بالاخره ~~

-ارادتمند، ملودیِ آبی (Cheong-yul)
(مینجی سابق البته)

3
درباره
Cheong-yul About Img

دوست دارم بنویسم اما نمی‌توانم!

تمامی حقوق برای Cheong-yul محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده