تا حالا تو زندگیم همچین عنکبوت بزرگی ندیده بودم ،البته بدنش پر مو بود شاید هم رتیل باشه.😭

چرا هر دفعه من نیاز به یکی دارم کسی خونه نیست حداقل بگم بیاد این موجود و بگیره ببره بندازهههه بیرون.😭

اولش نترسیدما! فاز پسر شجاع برداشتم. با کاسه افتادم دنبالش که بگیرمشو بدون هیچ درگیری ای بندازمش از خونه بیرون. ولیییییی اونننن همش مقاومت می کرد و می اومد سمتممم. (شاید می خواست گازم بگیره تا تبدیل بشم به اسپایدر وومن ولی من فن لیدی ددپول هستم.😭)

آخرش هم بیخیال شدم و ادامه رمانمو خوندم بعد چند دقیقه حس کردم یه چیزی داره از پام بالا میاد. نگاه به پایین کردم دیدم همون پشمکههههه چنان جیغی زدمو کتابو دو دستی کوبیدم رو پام که چشمام از شدت درد سیاهی رفت اما حس وول وول خوردن رو پام چند برابر شد. دوباره نگام به پام افتاد دیدم که نهههه این یه عالمه بچه ریدهههههه انگار شونصدتا بچه عنکبوت رو شیاف کرده بود داخل خودش و با ضربه ام پوکیدن بیرون😭

اینجا جیغ نزدما! عربده کشیدم عربدههههه آخرش هم به هر بدبختی ای بود رفتم سم آوردم بهش اسپری کردم. (خودم تنگی نفس و خارش پوست گرفتم اما این دلقک هیچ مرگیش نزد با اون بچه های دلقک تر از از خودش😭)

الان چه غلطی کنم. اینا امشب منو خفت می کنن 😭 

ننه اشون بمیره از چشم من می بینن.😭

تف بهتون که برقا رو قطع می کنید، ما هم مجبوریم در و پنجره رو باز بزاریم تا یکم هوا خنک تر بشه. 

اون از پارسال که هزارپا گوشت خوار اومد تو خونمون ( این نوع هزارپا نسبتا کمیابه) اونم از اول شهریور که عقرب اومد.😭 فقط مار نیومده که اونم میاد.😭