You need to enable JavaScript to use this application.

خدایا پناه بر تو (۶)

7 سال،7 ماه پیش

بسم اللّه

خدایا پناه بر تو از تکبر...

از نفاق...

0

خدایا پناه بر تو (۶)

7 سال،7 ماه پیش

بسم اللّه

خدایا پناه بر تو از تکبر...

از نفاق...

0

امتحان نعمت

7 سال،7 ماه پیش

بسم اللّه النّور

نمی‌دانم با فرزندان قدرنشناس مواجه شده‌اید یا نه؟

فرزندانی که پیش از اظهار نیاز به پدر و مادر، والدین نیازشان را فراهم می‌کنند. 

چنین افرادی، چون غرق در نعمت بوده‌اند لطف پدر و مادر را طبیعی می‌بیند و وظیفه! که اگر غیر  از این بود اشتباه بود!

در صورتی که این نگاه اشتباه است، هم رفتار آن والدین موجب قدرنشناسی و راحت طلبی شده، هم رفتار آن فرزندان در وظیفه دانستن این الطاف اشتباه است!

پدر و مادر با قرار دادن فرزند در وفور نعمت، به او ظلم کردند. 

اگر خدا هم بی‌درخواست و راحت، همه نعمات و خواسته‌هایمان را در اختیارمان بگذارد، اولا حرکت و تلاشی نخواهیم داشت و متوقف می‌شویم! 

ثانیا خدا را نخواهیم دید و خود را بی‌نیاز از او می‌بینیم!

احتیاجات و نیازهای ما به خدا برای این است که او را مؤثر حقیقی در زندگیمان ببینیم.  به همین دلیل نعمت زیاد زندگی بعضی افراد، موجب غفلت بیشتر آن‌ها می‌شود، چون به نعمت مشغول می‌شوند و از خدا غافل...(این قاعده در مورد همه افراد برخوردار از نعمت صادق نیست)

به همین دلیل امتحان زمان نعمت و عافیت، از امتحان زمان سختی و فقدان سخت‌تر است.

0

امتحان نعمت

7 سال،7 ماه پیش

بسم اللّه النّور

نمی‌دانم با فرزندان قدرنشناس مواجه شده‌اید یا نه؟

فرزندانی که پیش از اظهار نیاز به پدر و مادر، والدین نیازشان را فراهم می‌کنند. 

چنین افرادی، چون غرق در نعمت بوده‌اند لطف پدر و مادر را طبیعی می‌بیند و وظیفه! که اگر غیر  از این بود اشتباه بود!

در صورتی که این نگاه اشتباه است، هم رفتار آن والدین موجب قدرنشناسی و راحت طلبی شده، هم رفتار آن فرزندان در وظیفه دانستن این الطاف اشتباه است!

پدر و مادر با قرار دادن فرزند در وفور نعمت، به او ظلم کردند. 

اگر خدا هم بی‌درخواست و راحت، همه نعمات و خواسته‌هایمان را در اختیارمان بگذارد، اولا حرکت و تلاشی نخواهیم داشت و متوقف می‌شویم! 

ثانیا خدا را نخواهیم دید و خود را بی‌نیاز از او می‌بینیم!

احتیاجات و نیازهای ما به خدا برای این است که او را مؤثر حقیقی در زندگیمان ببینیم.  به همین دلیل نعمت زیاد زندگی بعضی افراد، موجب غفلت بیشتر آن‌ها می‌شود، چون به نعمت مشغول می‌شوند و از خدا غافل...(این قاعده در مورد همه افراد برخوردار از نعمت صادق نیست)

به همین دلیل امتحان زمان نعمت و عافیت، از امتحان زمان سختی و فقدان سخت‌تر است.

0

معجزه

7 سال،7 ماه پیش

بسم الله

معجزه خرق عادت است،

و زمانی برای ما معجزه رخ خواهد داد که از عادت و کلیشه‌های محصور کننده ذهنیمان نسبت به وقایع و اتفاقات، اسباب و مسببات و علت و معلول‌ها بیرون آییم.

0

معجزه

7 سال،7 ماه پیش

بسم الله

معجزه خرق عادت است،

و زمانی برای ما معجزه رخ خواهد داد که از عادت و کلیشه‌های محصور کننده ذهنیمان نسبت به وقایع و اتفاقات، اسباب و مسببات و علت و معلول‌ها بیرون آییم.

0

کادح

7 سال،7 ماه پیش

بسم الله الرحمن الرحیم

« کَادِحٌ » : تلاشگرِ رنجبر . « کَدْحاً » : جدّ و جهد در کار همراه با رنج و تعب ، به گونه‌ای که در جسم و جان اثر بگذارد . « إِلی رَبِّکَ » : این آیه ، بیانگر ذاتِ جویا و کوشای انسان و حرکت دائمی این رهرو رنجبر نالان در کاروان جهان گذران به سوی یزدان سبحان است . « فَمُلاقِیهِ » : به پروردگار خود می‌رسی . به نتیجه تلاش و رنج خود می‌رسی . ضمیر ( هِ ) به رَبّ یا کَدْح برمی‌گردد .‏
 💠تفسیر المیزان💠

راغب گفته کلمه (کدح ) به معناى تلاش کردن، و خسته شدن است. .پس در این کلمه معنى سیر است. و بعضى گفته اند: کدح تلاش نفس است در انجام کارى تا اینکه آثار تلاش در نفس نمایان گردد. .و بنابر این، در این کلمه معناى سیر هم خوابیده، به دلیل اینکه با کلمه (الى ) متعدى شده، پس معلوم مى شود که در کلمه (کدح ) در هر حال معناى سیر خوابیده


و جمله (فملاقیه ) عطف است بر کلمه (کادح )، و با این عطف بیان کرده که هدف نهایى این سیر و سعى و تلاش، خداى سبحان است، البته بدان جهت که داراى ربوبیت است، یعنى انسان بدان جهت که عبدى است مربوب و مملوک و مدبر، و در حال تلاشش به سوى خداى سبحان است دائما در حال سعى و تلاش و رفتن بسوى خداى تعالى است، بدان جهت که رب و مالک و مدبر امر اوست، چون عبد براى خودش مالک چیزى نیست، نه اراده و نه عمل، پس او باید اراده نکند مگر آنچه که پروردگارش ‍ اراده کرده باشد، و انجام ندهد مگر آنچه را که او دستور داده باشد، پس بنده در اراده و عملش مسؤول خواهد بود


برگرفته شده از www.ayegraphy.blog.ir

کاش آخر این راه «فملاقیه» باشد...

0

کادح

7 سال،7 ماه پیش

بسم الله الرحمن الرحیم

« کَادِحٌ » : تلاشگرِ رنجبر . « کَدْحاً » : جدّ و جهد در کار همراه با رنج و تعب ، به گونه‌ای که در جسم و جان اثر بگذارد . « إِلی رَبِّکَ » : این آیه ، بیانگر ذاتِ جویا و کوشای انسان و حرکت دائمی این رهرو رنجبر نالان در کاروان جهان گذران به سوی یزدان سبحان است . « فَمُلاقِیهِ » : به پروردگار خود می‌رسی . به نتیجه تلاش و رنج خود می‌رسی . ضمیر ( هِ ) به رَبّ یا کَدْح برمی‌گردد .‏
 💠تفسیر المیزان💠

راغب گفته کلمه (کدح ) به معناى تلاش کردن، و خسته شدن است. .پس در این کلمه معنى سیر است. و بعضى گفته اند: کدح تلاش نفس است در انجام کارى تا اینکه آثار تلاش در نفس نمایان گردد. .و بنابر این، در این کلمه معناى سیر هم خوابیده، به دلیل اینکه با کلمه (الى ) متعدى شده، پس معلوم مى شود که در کلمه (کدح ) در هر حال معناى سیر خوابیده


و جمله (فملاقیه ) عطف است بر کلمه (کادح )، و با این عطف بیان کرده که هدف نهایى این سیر و سعى و تلاش، خداى سبحان است، البته بدان جهت که داراى ربوبیت است، یعنى انسان بدان جهت که عبدى است مربوب و مملوک و مدبر، و در حال تلاشش به سوى خداى سبحان است دائما در حال سعى و تلاش و رفتن بسوى خداى تعالى است، بدان جهت که رب و مالک و مدبر امر اوست، چون عبد براى خودش مالک چیزى نیست، نه اراده و نه عمل، پس او باید اراده نکند مگر آنچه که پروردگارش ‍ اراده کرده باشد، و انجام ندهد مگر آنچه را که او دستور داده باشد، پس بنده در اراده و عملش مسؤول خواهد بود


برگرفته شده از www.ayegraphy.blog.ir

کاش آخر این راه «فملاقیه» باشد...

0

تمامی حقوق برای مهدیه منافی محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده