بسم الله النّور
انسان انقدر ضعیف است که با یک ویروس نادیدنی خیلی خیلی کوچک چند روز خانه نشین می شود و از پا می افتد.
و چه بسا جانش را از دست بدهد...
بسم الله النّور
انسان انقدر ضعیف است که با یک ویروس نادیدنی خیلی خیلی کوچک چند روز خانه نشین می شود و از پا می افتد.
و چه بسا جانش را از دست بدهد...
بسم الله النّور
انسان انقدر ضعیف است که با یک ویروس نادیدنی خیلی خیلی کوچک چند روز خانه نشین می شود و از پا می افتد.
و چه بسا جانش را از دست بدهد...
بسم الله النّور
خدایا به تو پناه می برم از این که تو را خدایی بدانم در حد و قواره فهم و درک خودم.
نه آنگونه که هستی
و به تو پناه می برم از این که باور و ایمانم در حد و قواره معرفت خیلی کمم نسبت به تو باشد.
و به تو پناه می برم از محصور ماندن و اسیر شدن در شناخت ناقص و خیلی خیلی کمم نسبت به خودت...
بسم الله النّور
خدایا به تو پناه می برم از این که تو را خدایی بدانم در حد و قواره فهم و درک خودم.
نه آنگونه که هستی
و به تو پناه می برم از این که باور و ایمانم در حد و قواره معرفت خیلی کمم نسبت به تو باشد.
و به تو پناه می برم از محصور ماندن و اسیر شدن در شناخت ناقص و خیلی خیلی کمم نسبت به خودت...
بسم الله النور
امتحان همان گونه که فضایل انسان را آشکار می کند، رذایل را هم آشکار می کند.
تفاوت حال انسان ها در هنگام مصیبت و بیماری و مشکلات زندگی در همین است.
ابتلائات برای برخی پله صعود از طریق «صبر» هست
و برای برخی مایه لغزش و افتادن
برخی با مشکلات به ورطه «چرا من» و درگیری با خدا می افتند
و برخی دیگر پیوستشان با خدا بیشتر می شود.
اگر در مراسع تشییع و تدفین شرکت کرده باشید، تفاوت حال افراد را در مواجهه با مصیبت متوجه می شوید. برخی در حال جزع و فزع هستند و حالشان دست خودشان نیست
و برخی که از گروه مومنیناند در حال دعا و عزاداری ای هستند که موجب از کف رفتن اختیار نمی شود.
اساسا در دو حال باطن احوال انسان رو می شود، هنگام شادی بسیار و غم زیاد.
و از دست دادن اختیار در هنگام غم و شادی خوب نیست...
دسته اول در هنگام مشکلات کوچک هم از درون ناراضی اند و با خدا و خودشان در صلح نیستند.
دسته دوم کسانی اند که مشکلات را وسیله تقرب خودشان به خدا می دانند.
بسم الله النور
امتحان همان گونه که فضایل انسان را آشکار می کند، رذایل را هم آشکار می کند.
تفاوت حال انسان ها در هنگام مصیبت و بیماری و مشکلات زندگی در همین است.
ابتلائات برای برخی پله صعود از طریق «صبر» هست
و برای برخی مایه لغزش و افتادن
برخی با مشکلات به ورطه «چرا من» و درگیری با خدا می افتند
و برخی دیگر پیوستشان با خدا بیشتر می شود.
اگر در مراسع تشییع و تدفین شرکت کرده باشید، تفاوت حال افراد را در مواجهه با مصیبت متوجه می شوید. برخی در حال جزع و فزع هستند و حالشان دست خودشان نیست
و برخی که از گروه مومنیناند در حال دعا و عزاداری ای هستند که موجب از کف رفتن اختیار نمی شود.
اساسا در دو حال باطن احوال انسان رو می شود، هنگام شادی بسیار و غم زیاد.
و از دست دادن اختیار در هنگام غم و شادی خوب نیست...
دسته اول در هنگام مشکلات کوچک هم از درون ناراضی اند و با خدا و خودشان در صلح نیستند.
دسته دوم کسانی اند که مشکلات را وسیله تقرب خودشان به خدا می دانند.
بسم الله النور
حکمت ۲۳۵ نهج البلاغه:
وَ قِیلَ لَهُ صِفْ لَنَا الْعَاقِلَ فَقَالَ ( علیه السلام ) : هُوَ الَّذِی یَضَعُ الشَّیْءَ مَوَاضِعَهُ فَقِیلَ فَصِفْ لَنَا الْجَاهِلَ فَقَالَ : قَدْ فَعَلْتُ .
و درود خدا بر او، فرمود: (به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان، پاسخ داد:) خردمند آن است که هر چیزى را در جاى خود مى نهد. (گفتند پس جاهل را تعریف کن فرمود) با معرّفى خردمند، جاهل را نیز شناساندم.
(یعنى جاهل کسى که هر چیزى را در جاى خود نمى گذارد، بنا بر این با ترک معرّفى مجدّد، جاهل را شناساند)
تعریفی که امیرالمؤمنین علیه السلام از عاقل گفتند شبیه تعریفی است که از عادل دارند: «العدل یضع الامور مواضعها»
خلاصه این که انسان عاقل هرچیزی را سر جای خود قرار می دهد. یعنی کارهایش، نقش ها و تکالیفی که به عهده اش هست همه در جای خود قرار داده شده و به آن رسیدگی می شود.
برخلاف جاهل که جا به جا کاری دارد.
یعنی
انسان بی نظم جاهل است.
انسانی که به تکالیف و وظایف خود عمل نمی کند (همسری/مادری/پدری/دختری/پسری/علم آموزی/معلمی و...) جاهل است.
انسانی که مدیریت زمان ندارد و کارهای بدون اولویت را اول انجام می دهد نیز جاهل است!
خدایا ما را در زمره عاقلان قرار ده...
بسم الله النور
حکمت ۲۳۵ نهج البلاغه:
وَ قِیلَ لَهُ صِفْ لَنَا الْعَاقِلَ فَقَالَ ( علیه السلام ) : هُوَ الَّذِی یَضَعُ الشَّیْءَ مَوَاضِعَهُ فَقِیلَ فَصِفْ لَنَا الْجَاهِلَ فَقَالَ : قَدْ فَعَلْتُ .
و درود خدا بر او، فرمود: (به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان، پاسخ داد:) خردمند آن است که هر چیزى را در جاى خود مى نهد. (گفتند پس جاهل را تعریف کن فرمود) با معرّفى خردمند، جاهل را نیز شناساندم.
(یعنى جاهل کسى که هر چیزى را در جاى خود نمى گذارد، بنا بر این با ترک معرّفى مجدّد، جاهل را شناساند)
تعریفی که امیرالمؤمنین علیه السلام از عاقل گفتند شبیه تعریفی است که از عادل دارند: «العدل یضع الامور مواضعها»
خلاصه این که انسان عاقل هرچیزی را سر جای خود قرار می دهد. یعنی کارهایش، نقش ها و تکالیفی که به عهده اش هست همه در جای خود قرار داده شده و به آن رسیدگی می شود.
برخلاف جاهل که جا به جا کاری دارد.
یعنی
انسان بی نظم جاهل است.
انسانی که به تکالیف و وظایف خود عمل نمی کند (همسری/مادری/پدری/دختری/پسری/علم آموزی/معلمی و...) جاهل است.
انسانی که مدیریت زمان ندارد و کارهای بدون اولویت را اول انجام می دهد نیز جاهل است!
خدایا ما را در زمره عاقلان قرار ده...