You need to enable JavaScript to use this application.

هل الدّین الّا الحُبّ... (مطلب رمزدار است)

9 سال،10 ماه پیش

بسم الله النّور

انسان برای ادامه ی حیات نیاز به انگیزه ای قوی دارد تا بتواند مرحله ی سخت و صعب زندگی در دنیا را بگذارند. این انگیزه ی قوی محبت داشتن و حالت شدیدتر آن عشق به چیزی یا کسی است. 

انسان اگر محبت نکند گویا ارزش وجودیش بروز پیدا نکرده است. به قول خواجه عبدالله انصاری: «بنگر که چه می ورزی، همان ارزی که می ورزی، بنده آنی که در بند آنی»

محبت عامل اتصال و ربط میان انسان است با خالق یا مخلوقات. انسانی که در بند محبت نباشد مثل یک سنگ رها در کف رودخانه است.

اگر این اتصال حبّی میان فرد و محیط اطرافش نباشد، زندگی برای او تهی از معنا می شود و این شروع افسردگی و نا امیدی است.

انسان عاشق می رود که برسد و این انگیزه حیات اوست.

به همین دلیل است که خداوند مودت و رحمت را میان دو زوج جعل می کند تا این اتصال و ارتباط  ایجاد شود و زن و مرد بتوانند باهم  زندگی کنند. و باز به همین دلیل است که تأکید بر ابراز محبت زبانی شده است میان زوجین (به ویژه برای مردان نسبت به همسرانشان)

برای انسان مسلمان و مؤمن، عشق و محبت چهارچوب ویژه خود را دارد. در قاموس انسان مؤمن محبت دو نوع است، حب داشتن به غیر خدا و حب داشتن به خدا. اگر حب غیر الله در طول حب الله باشد، این حب ممدوح و پسندیده است اما حبی که جای خدا را در قلب انسان بگیرد، مذموم است و انسان را از مسیر بندگی جدا می کند.

در این روایت عشق به مخلوقی که جای خدا را در قلب بگیرد، مذموم دانسته شده است.

زیرا اشدّ حب انسان مؤمن باید برای خداوند باشد. وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏ (بقره 165)

اگر اشدّ حب مؤمن به خداوند باشد دیگر گذشتن از حب هایی که در طول حب الله است برای او سخت نیست. چنین انسانی است که می تواند ابراهیم وار اسماعیلش را در محضر خدای تعالی ذبح کند و مادری فرزندش را برای شهادت در راه خدا تشویق و ترغیب کند.

اگر کسی معنای عشق و محبت را نفهمد همه ی این کارها را دیوانگی می پندارد حتی اگر به ظاهر قبول کند.

این حب مادر به فرزند است که سختی و صعوبت نه ماه بارداری، بیداری های نیمه شب و گریه های بی امان فرزندش را تحمل می کند و حب زوجین به یکدیگر است که موجب می شود زن و مرد مسئولیت و بار سنگین تأهل را بپذیرند و به عقد یکدیگر درآیند.

همین حب های ممدوح را که خداوند میان انسان ها جعل کرده است، اگر جای حب الله را بگیرد زمینه ی گمراهی و عذاب انسان را فراهم می کند.

اگر اتصال حبّی میان خالق و مخلوق نباشد، تکالیف برای انسان در حد تکلیف می مانند و انسان به حد اطاعت در برابر خالق نمی رسد. حلقه ی رسیدن از اسلام به ایمان، تکلیف به طاعت و بندگی از سر اجبار به بندگی عاشقانه، «حب» است. آن هم از نوع «اشدّ حبّاً»

 

یا رب العالمین، اشدّ حب ما را نسبت به خودت قرار بده.

عید سعید قربان بر شما مبارک.

 

پ.ن 1: من اگر بودم برای حل تمام افسردگی ها و غم ها نسخه محبت و عشق می پیچیدم.

پ.ن 2: «تکلیف» (باب تفعّل) تکلف و سختی است و «طاعت» عبادت مشتاقانه است.

پ.ن 3: محبت میان مادر و فرزند و محبت میان زوجین از حبّ قلبی در حال تغییر به در کنار یکدیگر بودن برای رفع نیاز است که این موضوع بسیار خطرناک است

پ.ن 4: این مطلب برداشت شخصی است و قابلیت استناد ندارد.

 

0

هل الدّین الّا الحُبّ... (مطلب رمزدار است)

9 سال،10 ماه پیش

بسم الله النّور

انسان برای ادامه ی حیات نیاز به انگیزه ای قوی دارد تا بتواند مرحله ی سخت و صعب زندگی در دنیا را بگذارند. این انگیزه ی قوی محبت داشتن و حالت شدیدتر آن عشق به چیزی یا کسی است. 

انسان اگر محبت نکند گویا ارزش وجودیش بروز پیدا نکرده است. به قول خواجه عبدالله انصاری: «بنگر که چه می ورزی، همان ارزی که می ورزی، بنده آنی که در بند آنی»

محبت عامل اتصال و ربط میان انسان است با خالق یا مخلوقات. انسانی که در بند محبت نباشد مثل یک سنگ رها در کف رودخانه است.

اگر این اتصال حبّی میان فرد و محیط اطرافش نباشد، زندگی برای او تهی از معنا می شود و این شروع افسردگی و نا امیدی است.

انسان عاشق می رود که برسد و این انگیزه حیات اوست.

به همین دلیل است که خداوند مودت و رحمت را میان دو زوج جعل می کند تا این اتصال و ارتباط  ایجاد شود و زن و مرد بتوانند باهم  زندگی کنند. و باز به همین دلیل است که تأکید بر ابراز محبت زبانی شده است میان زوجین (به ویژه برای مردان نسبت به همسرانشان)

برای انسان مسلمان و مؤمن، عشق و محبت چهارچوب ویژه خود را دارد. در قاموس انسان مؤمن محبت دو نوع است، حب داشتن به غیر خدا و حب داشتن به خدا. اگر حب غیر الله در طول حب الله باشد، این حب ممدوح و پسندیده است اما حبی که جای خدا را در قلب انسان بگیرد، مذموم است و انسان را از مسیر بندگی جدا می کند.

در این روایت عشق به مخلوقی که جای خدا را در قلب بگیرد، مذموم دانسته شده است.

زیرا اشدّ حب انسان مؤمن باید برای خداوند باشد. وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏ (بقره 165)

اگر اشدّ حب مؤمن به خداوند باشد دیگر گذشتن از حب هایی که در طول حب الله است برای او سخت نیست. چنین انسانی است که می تواند ابراهیم وار اسماعیلش را در محضر خدای تعالی ذبح کند و مادری فرزندش را برای شهادت در راه خدا تشویق و ترغیب کند.

اگر کسی معنای عشق و محبت را نفهمد همه ی این کارها را دیوانگی می پندارد حتی اگر به ظاهر قبول کند.

این حب مادر به فرزند است که سختی و صعوبت نه ماه بارداری، بیداری های نیمه شب و گریه های بی امان فرزندش را تحمل می کند و حب زوجین به یکدیگر است که موجب می شود زن و مرد مسئولیت و بار سنگین تأهل را بپذیرند و به عقد یکدیگر درآیند.

همین حب های ممدوح را که خداوند میان انسان ها جعل کرده است، اگر جای حب الله را بگیرد زمینه ی گمراهی و عذاب انسان را فراهم می کند.

اگر اتصال حبّی میان خالق و مخلوق نباشد، تکالیف برای انسان در حد تکلیف می مانند و انسان به حد اطاعت در برابر خالق نمی رسد. حلقه ی رسیدن از اسلام به ایمان، تکلیف به طاعت و بندگی از سر اجبار به بندگی عاشقانه، «حب» است. آن هم از نوع «اشدّ حبّاً»

 

یا رب العالمین، اشدّ حب ما را نسبت به خودت قرار بده.

عید سعید قربان بر شما مبارک.

 

پ.ن 1: من اگر بودم برای حل تمام افسردگی ها و غم ها نسخه محبت و عشق می پیچیدم.

پ.ن 2: «تکلیف» (باب تفعّل) تکلف و سختی است و «طاعت» عبادت مشتاقانه است.

پ.ن 3: محبت میان مادر و فرزند و محبت میان زوجین از حبّ قلبی در حال تغییر به در کنار یکدیگر بودن برای رفع نیاز است که این موضوع بسیار خطرناک است

پ.ن 4: این مطلب برداشت شخصی است و قابلیت استناد ندارد.

 

0

یک سوال...

9 سال،10 ماه پیش

بسم الله النّور

مستند بانو، روایت بیش از سی سال زندگی عاشقانه زوجی است که در سیزده و هجده سالگی باهم ازدواج کرده اند.
روایت ایثار بانویی که با یک جانباز اعصاب و روان ازدواج می کند.
با دیدن این اسوه ها، همیشه یک سؤال برایم ایجاد می شود که چرا ما کمتر برعکس این ماجرا را می بینیم؟
که مثلا مردی با بانویی که مشکلی دارد یک زندگی خوب و زیبا را شروع کند.
این نمونه ها بوده اند اما خیلی معدود و انگشت شمار.
واقعا علتش چیست؟
ایثار مردها کمتر است؟
اگر کمتر است پس این همه شهدا از کجا آمدند؟
و یا این که ایثار مردان در زندگی مشترک کمتر است؟
این سوال ها همیشه برایم بی پاسخ بوده اند…
اما روایت این گونه مستند ها یک درس بزرگ برایم دارد
با دیدن این زندگی ها خوب می فهمم حکمت این که خداوند زنان را به عنوان الگو معرفی کرده است چه چیز بوده، چون ظرف وجودیشان می تواند تا این حد گسترده شود و وسعت یابد.
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ… (تحریم، 11)

 

پ.ن 1: دو نمونه برعکس ماجرای را به یاد دارم. یکی مجری برنامه نقطه های برجسته در شبکه افق که یک خانم نابینای متأهل است. و نمونه دیگر که دو سه سال پیش در برنامه ماه عسل بود که در اثر تصادف، خانم قدرت حرکتی اش را از دست داده بود اما آقا عاشقانه به زندگی اش ادامه داده بود.
پ.ن 2: البته این گونه ایثارها در زنان هم نایاب شده است.

پ.ن 3: این لینک را هم بخوانید.

 

0

یک سوال...

9 سال،10 ماه پیش

بسم الله النّور

مستند بانو، روایت بیش از سی سال زندگی عاشقانه زوجی است که در سیزده و هجده سالگی باهم ازدواج کرده اند.
روایت ایثار بانویی که با یک جانباز اعصاب و روان ازدواج می کند.
با دیدن این اسوه ها، همیشه یک سؤال برایم ایجاد می شود که چرا ما کمتر برعکس این ماجرا را می بینیم؟
که مثلا مردی با بانویی که مشکلی دارد یک زندگی خوب و زیبا را شروع کند.
این نمونه ها بوده اند اما خیلی معدود و انگشت شمار.
واقعا علتش چیست؟
ایثار مردها کمتر است؟
اگر کمتر است پس این همه شهدا از کجا آمدند؟
و یا این که ایثار مردان در زندگی مشترک کمتر است؟
این سوال ها همیشه برایم بی پاسخ بوده اند…
اما روایت این گونه مستند ها یک درس بزرگ برایم دارد
با دیدن این زندگی ها خوب می فهمم حکمت این که خداوند زنان را به عنوان الگو معرفی کرده است چه چیز بوده، چون ظرف وجودیشان می تواند تا این حد گسترده شود و وسعت یابد.
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ… (تحریم، 11)

 

پ.ن 1: دو نمونه برعکس ماجرای را به یاد دارم. یکی مجری برنامه نقطه های برجسته در شبکه افق که یک خانم نابینای متأهل است. و نمونه دیگر که دو سه سال پیش در برنامه ماه عسل بود که در اثر تصادف، خانم قدرت حرکتی اش را از دست داده بود اما آقا عاشقانه به زندگی اش ادامه داده بود.
پ.ن 2: البته این گونه ایثارها در زنان هم نایاب شده است.

پ.ن 3: این لینک را هم بخوانید.

 

0

و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه

9 سال،11 ماه پیش

 بسم الله القاصم الجبارین
أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ‏
در همیشه تاریخ شیطان تمام تلاشش را کرده است تا سد راه حق شود. تمامی پیامبران، ائمه، اولیاء الله در مسیر زندگیشان با موانع سختی ها، بلاها، تکفیر و تفسیق مواجه بودند. اما راه حق ادامه داشته و دارد و رسوایی برای باطل و اهلش بوده است.
امروز که استاد حسن عباسی بازداشت شد و ما معتقدیم که این سد سبیل حق شدن برای اهل باطل چون آواری برای رسواییشان خواهد شد.
حسن عباسی یک نفر نیست. او هزاران نفر است، هزاران شاگردی که نه نظامی اند نه وابسته. آن ها یکسره فریادند، فریاد و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه. فریادی که ستون های شیطانی جهان را به لرزه خواهد افکند و آن ها را از ریشه نابود خواهد کرد.
و ما یکسره فریاد بودیم و خواهیم بود تا به چشم نابودی باطل را ببنیم و پشت سر امامان پرچم حق را بر افرازیم.

 

الیس الصبح بقریب...

0

و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه

9 سال،11 ماه پیش

 بسم الله القاصم الجبارین
أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ‏
در همیشه تاریخ شیطان تمام تلاشش را کرده است تا سد راه حق شود. تمامی پیامبران، ائمه، اولیاء الله در مسیر زندگیشان با موانع سختی ها، بلاها، تکفیر و تفسیق مواجه بودند. اما راه حق ادامه داشته و دارد و رسوایی برای باطل و اهلش بوده است.
امروز که استاد حسن عباسی بازداشت شد و ما معتقدیم که این سد سبیل حق شدن برای اهل باطل چون آواری برای رسواییشان خواهد شد.
حسن عباسی یک نفر نیست. او هزاران نفر است، هزاران شاگردی که نه نظامی اند نه وابسته. آن ها یکسره فریادند، فریاد و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه. فریادی که ستون های شیطانی جهان را به لرزه خواهد افکند و آن ها را از ریشه نابود خواهد کرد.
و ما یکسره فریاد بودیم و خواهیم بود تا به چشم نابودی باطل را ببنیم و پشت سر امامان پرچم حق را بر افرازیم.

 

الیس الصبح بقریب...

0

ارتشیان بصیرت بصیرت

9 سال،11 ماه پیش

بسم‌الله القاصم الجبارین

چند روزی است دشمنان همیشگی نظام اسلامی  با تقطیع یک دقیقه از جلسه‌ی 230 کلبه کرامت شمشیر نفاق خود را از نیام برکشیده و قصد ایجاد دودستگی در میان دو نهاد مهم حافظ انقلاب، یعنی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارند. استراتژی همیشگی شیطان ایجاد تفرقه بوده و هر بار از همان روش تکراری استفاده می‌کند تا به اهداف خود برسد و حرف باطل خود را از زبان اهل حق منتشر کند.

از ارتشیان معظم بعید است که در شناخت خودی و غیرخودی دچار ابهام شوند و حرف‌های دشمنان انقلاب اسلامی از زبان آن‌ها شنیده شود و بی‌بی‌سی و رسانه‌هایی که دشمنی‌شان با ایران اسلامی علنی است، مجال مناسبی برای مانور تفرقه پیدا کنند.

شایسته است که این بزرگواران با بصیرت به این قائله پایان دهند و بیش از این آب به آسیاب دشمن نریزند و موجب تفرقه میان اهل حق نشوند که شیطان از این تفرقه بسیار خوشحال خواهد شد.

 

این حرف امام خمینی رحمه‌الله علیه را همیشه به یاد بسپاریم: «اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامه‏ هاى امریکا از ما تعریف کنند، آن‌وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیه‏ اى است که دارند تعریف مى‏ کنند! البته باید از ما تکذیب کنند، از شما هم باید تکذیب کنند»

 و از خودمان سؤال کنیم که چه اتفاقی افتاده که اهل باطل به حمایت از ما رو آورده‌اند.

استاد حسن عباسی همیشه حامی جبهه حق بوده و آن‌چنان سخنانش جگر دشمنان انقلاب اسلامی را به درد می‌آورد که آن‌ها به هر حربه‌ای دست می‌زنند تا او ساکت شود.

اما بدانند که خداوند یار مؤمنین است و باطل هیچ‌گاه پیروز نخواهد شد.

که جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا

0

ارتشیان بصیرت بصیرت

9 سال،11 ماه پیش

بسم‌الله القاصم الجبارین

چند روزی است دشمنان همیشگی نظام اسلامی  با تقطیع یک دقیقه از جلسه‌ی 230 کلبه کرامت شمشیر نفاق خود را از نیام برکشیده و قصد ایجاد دودستگی در میان دو نهاد مهم حافظ انقلاب، یعنی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارند. استراتژی همیشگی شیطان ایجاد تفرقه بوده و هر بار از همان روش تکراری استفاده می‌کند تا به اهداف خود برسد و حرف باطل خود را از زبان اهل حق منتشر کند.

از ارتشیان معظم بعید است که در شناخت خودی و غیرخودی دچار ابهام شوند و حرف‌های دشمنان انقلاب اسلامی از زبان آن‌ها شنیده شود و بی‌بی‌سی و رسانه‌هایی که دشمنی‌شان با ایران اسلامی علنی است، مجال مناسبی برای مانور تفرقه پیدا کنند.

شایسته است که این بزرگواران با بصیرت به این قائله پایان دهند و بیش از این آب به آسیاب دشمن نریزند و موجب تفرقه میان اهل حق نشوند که شیطان از این تفرقه بسیار خوشحال خواهد شد.

 

این حرف امام خمینی رحمه‌الله علیه را همیشه به یاد بسپاریم: «اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامه‏ هاى امریکا از ما تعریف کنند، آن‌وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیه‏ اى است که دارند تعریف مى‏ کنند! البته باید از ما تکذیب کنند، از شما هم باید تکذیب کنند»

 و از خودمان سؤال کنیم که چه اتفاقی افتاده که اهل باطل به حمایت از ما رو آورده‌اند.

استاد حسن عباسی همیشه حامی جبهه حق بوده و آن‌چنان سخنانش جگر دشمنان انقلاب اسلامی را به درد می‌آورد که آن‌ها به هر حربه‌ای دست می‌زنند تا او ساکت شود.

اما بدانند که خداوند یار مؤمنین است و باطل هیچ‌گاه پیروز نخواهد شد.

که جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا

0

تمامی حقوق برای مهدیه منافی محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده