بسم الله النّور
انسان برای ادامه ی حیات نیاز به انگیزه ای قوی دارد تا بتواند مرحله ی سخت و صعب زندگی در دنیا را بگذارند. این انگیزه ی قوی محبت داشتن و حالت شدیدتر آن عشق به چیزی یا کسی است.
انسان اگر محبت نکند گویا ارزش وجودیش بروز پیدا نکرده است. به قول خواجه عبدالله انصاری: «بنگر که چه می ورزی، همان ارزی که می ورزی، بنده آنی که در بند آنی»
محبت عامل اتصال و ربط میان انسان است با خالق یا مخلوقات. انسانی که در بند محبت نباشد مثل یک سنگ رها در کف رودخانه است.
اگر این اتصال حبّی میان فرد و محیط اطرافش نباشد، زندگی برای او تهی از معنا می شود و این شروع افسردگی و نا امیدی است.
انسان عاشق می رود که برسد و این انگیزه حیات اوست.
به همین دلیل است که خداوند مودت و رحمت را میان دو زوج جعل می کند تا این اتصال و ارتباط ایجاد شود و زن و مرد بتوانند باهم زندگی کنند. و باز به همین دلیل است که تأکید بر ابراز محبت زبانی شده است میان زوجین (به ویژه برای مردان نسبت به همسرانشان)
برای انسان مسلمان و مؤمن، عشق و محبت چهارچوب ویژه خود را دارد. در قاموس انسان مؤمن محبت دو نوع است، حب داشتن به غیر خدا و حب داشتن به خدا. اگر حب غیر الله در طول حب الله باشد، این حب ممدوح و پسندیده است اما حبی که جای خدا را در قلب انسان بگیرد، مذموم است و انسان را از مسیر بندگی جدا می کند.
در این روایت عشق به مخلوقی که جای خدا را در قلب بگیرد، مذموم دانسته شده است.
زیرا اشدّ حب انسان مؤمن باید برای خداوند باشد. وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه (بقره 165)
اگر اشدّ حب مؤمن به خداوند باشد دیگر گذشتن از حب هایی که در طول حب الله است برای او سخت نیست. چنین انسانی است که می تواند ابراهیم وار اسماعیلش را در محضر خدای تعالی ذبح کند و مادری فرزندش را برای شهادت در راه خدا تشویق و ترغیب کند.
اگر کسی معنای عشق و محبت را نفهمد همه ی این کارها را دیوانگی می پندارد حتی اگر به ظاهر قبول کند.
این حب مادر به فرزند است که سختی و صعوبت نه ماه بارداری، بیداری های نیمه شب و گریه های بی امان فرزندش را تحمل می کند و حب زوجین به یکدیگر است که موجب می شود زن و مرد مسئولیت و بار سنگین تأهل را بپذیرند و به عقد یکدیگر درآیند.
همین حب های ممدوح را که خداوند میان انسان ها جعل کرده است، اگر جای حب الله را بگیرد زمینه ی گمراهی و عذاب انسان را فراهم می کند.
اگر اتصال حبّی میان خالق و مخلوق نباشد، تکالیف برای انسان در حد تکلیف می مانند و انسان به حد اطاعت در برابر خالق نمی رسد. حلقه ی رسیدن از اسلام به ایمان، تکلیف به طاعت و بندگی از سر اجبار به بندگی عاشقانه، «حب» است. آن هم از نوع «اشدّ حبّاً»
یا رب العالمین، اشدّ حب ما را نسبت به خودت قرار بده.
عید سعید قربان بر شما مبارک.
پ.ن 1: من اگر بودم برای حل تمام افسردگی ها و غم ها نسخه محبت و عشق می پیچیدم.
پ.ن 2: «تکلیف» (باب تفعّل) تکلف و سختی است و «طاعت» عبادت مشتاقانه است.
پ.ن 3: محبت میان مادر و فرزند و محبت میان زوجین از حبّ قلبی در حال تغییر به در کنار یکدیگر بودن برای رفع نیاز است که این موضوع بسیار خطرناک است
پ.ن 4: این مطلب برداشت شخصی است و قابلیت استناد ندارد.



