بسم الله النّور

فیلم را ببینید، خیلی خوب بود.
این لینک به اندازه کافی ترغیب کننده هست برای دیدن فیلم! (البته برای بچه ها فیلم مناسبی نیست.)
بسم الله النّور

فیلم را ببینید، خیلی خوب بود.
این لینک به اندازه کافی ترغیب کننده هست برای دیدن فیلم! (البته برای بچه ها فیلم مناسبی نیست.)
بسم الله النّور

فیلم را ببینید، خیلی خوب بود.
این لینک به اندازه کافی ترغیب کننده هست برای دیدن فیلم! (البته برای بچه ها فیلم مناسبی نیست.)
بسم الله النّور
یکی از مشکلات فضای مجازی این است که ما فقط با مکتوبات نویسنده در ارتباطیم و نه با خود نویسنده. یعنی در واقع ما ظهور کتبی نویسنده را شاهد و ناظریم. نوشته هایی که اصلاح شدند، ویرایش شدند و از فیلترهای انفسی فرد گذشتند و بر صفحه نمایشگر نقش بستند.
نوشته ها برای مخاطب تصویری از نویسنده در تصورش ایجاد می کند که عموما مطابق واقع نیست. این تصویر بی عیب است و بی نقص. چون ابتنای این تصویر ذهنی بر نگاشته هاست نه بر خود حقیقی فرد.
فضای مجازی این امکان را فراهم می کند که انسان خود واقعی اش را مخفی کند و از خودش وجودی را به نمایش بگذارد که برای هر خواننده ای (و حتی خود نویسنده!) ایده آل باشد.
این آسیب هم برای مخاطب خطرناک است و هم نویسنده و در هردو ، دوری از حقیقت را رقم می زند. برای نویسنده دوری از خود حقیقی اش که سرشار از نقص است و عصیان، و برای خواننده تصوری غیر واقعی از حقیقت نویسنده.
به چنین حالتی که نویسنده و انسان حاضر در فضای مجازی از خودش ارائه می دهد، غربی ها می گویند آواتار.
اما باطن این آواتار ممکن است برای شخص مخاطب بشود نوعی بت.
رفع این آسیب برای فرد حاضر در فضای مجازی این است که اولا همه ی عوالم را محضر خدا ببیند، دوما نیت خودش را مطابق با حق کند و با نیت حقانی بنگارد. چه این که اگر این نیت اصلاح نشود، فرد ممکن هست از حق هم بنویسد، اما باطن نگاشته ی او باطلی است که به لباس حق درآمده. یعنی نیت او تطابق با عملش ندارد (در اینجا عمل، مکتوب کردن تفکرات است.)
اگر این نیت اصلاح نشود عمل هم فاسد خواهد بود! حتی اگر فرد اهل نوشتن از دین هم باشد! چون باطن عمل این فرد فاسد است، می نویسد تا خودش را بروز دهد، تا از درد خودش بکاهد، تا بگوید ببینید! من هم هستم و به گونه ای فکر میکنم و می اندیشم که مانند ندارم!
این انسان تا در درون خودش حرکت انفسی از خودش به خدا نداشته باشد نه خودش صالح است و نه نوشته هایش اصلاح کننده!
اما مخاطب هم اگر می خواهد از مدار حق دور نشود، باید تصویر ذهنی اش را مطابق با واقعیت کند. یعنی تصور او این باشد که نویسنده این نگاشته ها، معصوم نیست؛ ممکن است خطاهایی داشته باشد، گاهی عصبانی شوذ، بدخلق شود، نمازش دیر شود، روزها بگذرد و او حرکت رو به جلویی نداشته باشد و...
این موجب می شود که اگر روزی این مخاطب و نویسنده در خارج از فضای مجازی باهم دیدار کنند، از دیدن یکدیگر و مواجه شدن با خود واقعی یکدیگر غافلگیر نشوند.
پ.ن: آن چه گفته شد صرفا محدود و محصور به فضای مجازی نیست، مثلا در مسئله دوستی، ازدواج، مسائل و مشکلاتی زندگی هم این موضوع امکان وقوع دارد که حاصل فاصله تصور بی نقص و ایده آل ذهنی ما با آن چه واقعیت دارد، است.
بسم الله النّور
یکی از مشکلات فضای مجازی این است که ما فقط با مکتوبات نویسنده در ارتباطیم و نه با خود نویسنده. یعنی در واقع ما ظهور کتبی نویسنده را شاهد و ناظریم. نوشته هایی که اصلاح شدند، ویرایش شدند و از فیلترهای انفسی فرد گذشتند و بر صفحه نمایشگر نقش بستند.
نوشته ها برای مخاطب تصویری از نویسنده در تصورش ایجاد می کند که عموما مطابق واقع نیست. این تصویر بی عیب است و بی نقص. چون ابتنای این تصویر ذهنی بر نگاشته هاست نه بر خود حقیقی فرد.
فضای مجازی این امکان را فراهم می کند که انسان خود واقعی اش را مخفی کند و از خودش وجودی را به نمایش بگذارد که برای هر خواننده ای (و حتی خود نویسنده!) ایده آل باشد.
این آسیب هم برای مخاطب خطرناک است و هم نویسنده و در هردو ، دوری از حقیقت را رقم می زند. برای نویسنده دوری از خود حقیقی اش که سرشار از نقص است و عصیان، و برای خواننده تصوری غیر واقعی از حقیقت نویسنده.
به چنین حالتی که نویسنده و انسان حاضر در فضای مجازی از خودش ارائه می دهد، غربی ها می گویند آواتار.
اما باطن این آواتار ممکن است برای شخص مخاطب بشود نوعی بت.
رفع این آسیب برای فرد حاضر در فضای مجازی این است که اولا همه ی عوالم را محضر خدا ببیند، دوما نیت خودش را مطابق با حق کند و با نیت حقانی بنگارد. چه این که اگر این نیت اصلاح نشود، فرد ممکن هست از حق هم بنویسد، اما باطن نگاشته ی او باطلی است که به لباس حق درآمده. یعنی نیت او تطابق با عملش ندارد (در اینجا عمل، مکتوب کردن تفکرات است.)
اگر این نیت اصلاح نشود عمل هم فاسد خواهد بود! حتی اگر فرد اهل نوشتن از دین هم باشد! چون باطن عمل این فرد فاسد است، می نویسد تا خودش را بروز دهد، تا از درد خودش بکاهد، تا بگوید ببینید! من هم هستم و به گونه ای فکر میکنم و می اندیشم که مانند ندارم!
این انسان تا در درون خودش حرکت انفسی از خودش به خدا نداشته باشد نه خودش صالح است و نه نوشته هایش اصلاح کننده!
اما مخاطب هم اگر می خواهد از مدار حق دور نشود، باید تصویر ذهنی اش را مطابق با واقعیت کند. یعنی تصور او این باشد که نویسنده این نگاشته ها، معصوم نیست؛ ممکن است خطاهایی داشته باشد، گاهی عصبانی شوذ، بدخلق شود، نمازش دیر شود، روزها بگذرد و او حرکت رو به جلویی نداشته باشد و...
این موجب می شود که اگر روزی این مخاطب و نویسنده در خارج از فضای مجازی باهم دیدار کنند، از دیدن یکدیگر و مواجه شدن با خود واقعی یکدیگر غافلگیر نشوند.
پ.ن: آن چه گفته شد صرفا محدود و محصور به فضای مجازی نیست، مثلا در مسئله دوستی، ازدواج، مسائل و مشکلاتی زندگی هم این موضوع امکان وقوع دارد که حاصل فاصله تصور بی نقص و ایده آل ذهنی ما با آن چه واقعیت دارد، است.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اِلـهى کَسْرى لا یَجْبُرُهُ اِلاَّ لُطْفُکَ وَحَنانُکَ،
خدایا شکست مرا جز لطف و مهر تو چیزى جبران نکند
وَ فَقْرى لا یُغْنیهِ اِلاَّ عَطْفُکَ وَ اِحْسانُکَ،
و نداریم را جز توجه و احسان تو برطرف نسازد
وَ رَوْعَتى لایُسَکِّنُها اِلاَّ اَمانُکَ،
هراس و وحشتم راجز امان تو آرام نکند
وَ ذِلَّتى لا یُعِزُّها اِلاَّ سُلْطانُکَ،
و خواریم را جز سلطنت تو به عزت مبدل نسازد
وَ اُمْنِیَّتى لا یُبَلِّغُنیها اِلاَّ فَضْلُکَ،
و جز فضل تو چیزى مرا به آرزویم نرساند
وَ خَلَّتى لایَسُدُّها اِلاَّ طَوْلُکَ،
و فقر و احتیاجم را جز احسان تو پر نکند
وَ حاجَتى لایَقْضیها غَیْرُکَ،
و حاجتم را جز تو بر نیاورد
وَ کَرْبى لا یُفَرِّجُهُ سِوى رَحْمَتِکَ،
و گره از گرفتاریم جز رحمت تو نگشاید
وَ ضُرّى لا یَکْشِفُهُ غَیْرُ رَاْفَتِکَ،
و درماندگیم را برطرف نکند جز مهر تو
وَغُلَّتى لا یُبَرِّدُها اِلاَّ وَصْلُکَ،
و سوز دلم را جز وصل تو فرو ننشاند
وَ لَوْعَتى لا یُطْفیها اِلاَّ لِقآؤُکَ،
و شعله درونم را جز لقاى تو خاموش نسازد
وَ شَوْقى اِلَیْکَ لا یَبُلُّهُ اِلاَّ النَّظَرُ اِلى وَجْهِکَ،
و بر آتش اشتیاقم جز نظر به جلوه ات چیزى آب نریزد
وَ قَرارى لا یَقِرُّ دُونَ دُنُوّى مِنْکَ،
و قرارى ندارم جز در نزدیکى تو
وَ لَهْفَتى لا یَرُدُّها اِلاَّ رَوْحُکَ،
و حسرت و افسوسم را جز نسیم جانبخش رحمتت باز مگرداند
وَ سُقْمى لایَشْفیهِ اِلاَّ طِبُّکَ،
و دردم را جز طبابت تو درمان نکند
وَغَمّى لا یُزیلُهُ اِلاَّ قُرْبُکَ،
و اندوهم را جز قرب تو نزداید
وَجُرْحى لا یُبْرِئُهُ اِلاَّ صَفْحُکَ،
و زخمم را جز گذشت تو التیام نبخشد
وَرَیْنُ قَلْبى لا یَجْلُوهُ اِلاَّ عَفْوُکَ،
و زنگ دلم را جز عفو تو پاک نکند
وَوَسْواسُ صَدْرى لایُزیحُهُ اِلاَّ اَمْرُکَ،
و اندیشه هاى باطل درونم را جز فرمان تو برطرف نکند
فَیا مُنْتَهى اَمَلِ الاْمِلینَ،
پس اى منتها آرزوى آرزومندان
وَیا غایَةَ سُؤْلِ السّآئِلینَ،
و اى سرحد نهایى خواسته درخواست کنندگان
وَ یا اَقْصى طَلِبَةِ الطّالِبینَ،
و اى آخرین مرحله مطلوب طلب کنندگان
وَیا اَعْلى رَغْبَةِ الرّاغِبینَ،
و اى بالاترین خواهش خواهشمندان
وَ یا وَلِىَّ الصّالِحینَ،
و اى سرپرست شایستگان
وَ یا اَمانَ الْخآئِفینَ،
و اى امان بخش ترسناکان
وَیا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ،
و اى اجابت کننده دعاى درماندگان
وَیا ذُخْرَالْمُعْدِمینَ،
و اى ذخیره نداران
وَیا کَنْزَالْبآئِسینَ،
و اى گنج مستمندان
وَیا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ،
و اى فریادرس فریادخواهان
وَ یا قاضِىَ حَوآئِجِ الْفُقَرآءِ وَالْمَساکینِ،
واى برآرنده حاجات فقیران و بیچارگان
وَ یا اَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ،
و اى بزرگوارترین بزرگواران
وَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ،
و اى مهربانترین مهربانان
لَکَ تَخَضُّعى وَسُؤالى،
به درگاه توست فروتنى و خواسته ام
وَ اِلَیْکَ تَضَرُّعى وَابْتِهالى،
و به سوى توست زارى و ناله ام
اَسْئَلُکَ اَنْ تُنیلَنى مِنْ رَوْحِ رِضْوانِکَ،
از تو خواهم که مرا به نسیم جانبخش خشنودیت برسانى
وَتُدیمَ عَلَىَّ نِعَمَ امْتِنانِکَ،
و نعمتهایى را که از روى امتنان به من دادى ادامه دهى
وَها أنَا بِبابِ کَرَمِکَ واقِفٌ،
و من اکنون به در خانه کرمت ایستاده
وَلِنَفَحاتِ بِرِّکَ مُتَعَرِّضٌ،
و خود را در معرض وزش نسیمهاى رحمتت قرار داده
وَبِحَبْلِکَ الشَّدیدِ مُعْتَصِمٌ،
و به رشته محکمت چسبیده
وَبِعُرْوَتِکَ الْوُثْقى مُتَمَسِّکٌ،
و به دستاویز محکمت چنگ زده ام
اِلهى اِرْحَمْ عَبْدَکَ الذَّلیلَ، ذَااللِّسانِ الْکَلیلِ ،وَ الْعَمَلِ الْقَلیلِ،
خدایا ترحم کن به این بنده ذلیلت که زبانش کُند و عملش اندک است
وَامْنُنْ عَلَیْهِ بِطَوْلِکَ الْجَزیلِ،
و بر او بوسیله احسان فراوانت منت بنه
وَاکْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّکَ الظَّلیلِ،
و او را در زیر سایه پایدارت بِبَر
یا کَریمُ یا جَمیلُ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
اى بزرگوار اى زیبابخش اى مهربانترین مهربانان.
ادعیه ائمه معصومین و خصوصا امام سجاد علیهالسلام، دریای معرفت حق تعالی است.
به «و ...لا ... الّا ...»ها در دعا دقت کنید؛
وقتی همه کاره اوست، آیا جایی برای غم و غصه هم باقی می ماند؟
همه ی غمها، گرفتاریها و... برای دوری از خداست و این که خدا را نمیشناسیم.
منبع: مناجات المفتقرین، مناجات یازدهم از مناجات خمس عشر امام سجاد علیهالسلام
سال نو بر شما مبارک.
انشاءالله سالی همراه با معرفت حقیقی نسبت به رب العالمین پیش رو داشته باشید.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اِلـهى کَسْرى لا یَجْبُرُهُ اِلاَّ لُطْفُکَ وَحَنانُکَ،
خدایا شکست مرا جز لطف و مهر تو چیزى جبران نکند
وَ فَقْرى لا یُغْنیهِ اِلاَّ عَطْفُکَ وَ اِحْسانُکَ،
و نداریم را جز توجه و احسان تو برطرف نسازد
وَ رَوْعَتى لایُسَکِّنُها اِلاَّ اَمانُکَ،
هراس و وحشتم راجز امان تو آرام نکند
وَ ذِلَّتى لا یُعِزُّها اِلاَّ سُلْطانُکَ،
و خواریم را جز سلطنت تو به عزت مبدل نسازد
وَ اُمْنِیَّتى لا یُبَلِّغُنیها اِلاَّ فَضْلُکَ،
و جز فضل تو چیزى مرا به آرزویم نرساند
وَ خَلَّتى لایَسُدُّها اِلاَّ طَوْلُکَ،
و فقر و احتیاجم را جز احسان تو پر نکند
وَ حاجَتى لایَقْضیها غَیْرُکَ،
و حاجتم را جز تو بر نیاورد
وَ کَرْبى لا یُفَرِّجُهُ سِوى رَحْمَتِکَ،
و گره از گرفتاریم جز رحمت تو نگشاید
وَ ضُرّى لا یَکْشِفُهُ غَیْرُ رَاْفَتِکَ،
و درماندگیم را برطرف نکند جز مهر تو
وَغُلَّتى لا یُبَرِّدُها اِلاَّ وَصْلُکَ،
و سوز دلم را جز وصل تو فرو ننشاند
وَ لَوْعَتى لا یُطْفیها اِلاَّ لِقآؤُکَ،
و شعله درونم را جز لقاى تو خاموش نسازد
وَ شَوْقى اِلَیْکَ لا یَبُلُّهُ اِلاَّ النَّظَرُ اِلى وَجْهِکَ،
و بر آتش اشتیاقم جز نظر به جلوه ات چیزى آب نریزد
وَ قَرارى لا یَقِرُّ دُونَ دُنُوّى مِنْکَ،
و قرارى ندارم جز در نزدیکى تو
وَ لَهْفَتى لا یَرُدُّها اِلاَّ رَوْحُکَ،
و حسرت و افسوسم را جز نسیم جانبخش رحمتت باز مگرداند
وَ سُقْمى لایَشْفیهِ اِلاَّ طِبُّکَ،
و دردم را جز طبابت تو درمان نکند
وَغَمّى لا یُزیلُهُ اِلاَّ قُرْبُکَ،
و اندوهم را جز قرب تو نزداید
وَجُرْحى لا یُبْرِئُهُ اِلاَّ صَفْحُکَ،
و زخمم را جز گذشت تو التیام نبخشد
وَرَیْنُ قَلْبى لا یَجْلُوهُ اِلاَّ عَفْوُکَ،
و زنگ دلم را جز عفو تو پاک نکند
وَوَسْواسُ صَدْرى لایُزیحُهُ اِلاَّ اَمْرُکَ،
و اندیشه هاى باطل درونم را جز فرمان تو برطرف نکند
فَیا مُنْتَهى اَمَلِ الاْمِلینَ،
پس اى منتها آرزوى آرزومندان
وَیا غایَةَ سُؤْلِ السّآئِلینَ،
و اى سرحد نهایى خواسته درخواست کنندگان
وَ یا اَقْصى طَلِبَةِ الطّالِبینَ،
و اى آخرین مرحله مطلوب طلب کنندگان
وَیا اَعْلى رَغْبَةِ الرّاغِبینَ،
و اى بالاترین خواهش خواهشمندان
وَ یا وَلِىَّ الصّالِحینَ،
و اى سرپرست شایستگان
وَ یا اَمانَ الْخآئِفینَ،
و اى امان بخش ترسناکان
وَیا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ،
و اى اجابت کننده دعاى درماندگان
وَیا ذُخْرَالْمُعْدِمینَ،
و اى ذخیره نداران
وَیا کَنْزَالْبآئِسینَ،
و اى گنج مستمندان
وَیا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ،
و اى فریادرس فریادخواهان
وَ یا قاضِىَ حَوآئِجِ الْفُقَرآءِ وَالْمَساکینِ،
واى برآرنده حاجات فقیران و بیچارگان
وَ یا اَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ،
و اى بزرگوارترین بزرگواران
وَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ،
و اى مهربانترین مهربانان
لَکَ تَخَضُّعى وَسُؤالى،
به درگاه توست فروتنى و خواسته ام
وَ اِلَیْکَ تَضَرُّعى وَابْتِهالى،
و به سوى توست زارى و ناله ام
اَسْئَلُکَ اَنْ تُنیلَنى مِنْ رَوْحِ رِضْوانِکَ،
از تو خواهم که مرا به نسیم جانبخش خشنودیت برسانى
وَتُدیمَ عَلَىَّ نِعَمَ امْتِنانِکَ،
و نعمتهایى را که از روى امتنان به من دادى ادامه دهى
وَها أنَا بِبابِ کَرَمِکَ واقِفٌ،
و من اکنون به در خانه کرمت ایستاده
وَلِنَفَحاتِ بِرِّکَ مُتَعَرِّضٌ،
و خود را در معرض وزش نسیمهاى رحمتت قرار داده
وَبِحَبْلِکَ الشَّدیدِ مُعْتَصِمٌ،
و به رشته محکمت چسبیده
وَبِعُرْوَتِکَ الْوُثْقى مُتَمَسِّکٌ،
و به دستاویز محکمت چنگ زده ام
اِلهى اِرْحَمْ عَبْدَکَ الذَّلیلَ، ذَااللِّسانِ الْکَلیلِ ،وَ الْعَمَلِ الْقَلیلِ،
خدایا ترحم کن به این بنده ذلیلت که زبانش کُند و عملش اندک است
وَامْنُنْ عَلَیْهِ بِطَوْلِکَ الْجَزیلِ،
و بر او بوسیله احسان فراوانت منت بنه
وَاکْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّکَ الظَّلیلِ،
و او را در زیر سایه پایدارت بِبَر
یا کَریمُ یا جَمیلُ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
اى بزرگوار اى زیبابخش اى مهربانترین مهربانان.
ادعیه ائمه معصومین و خصوصا امام سجاد علیهالسلام، دریای معرفت حق تعالی است.
به «و ...لا ... الّا ...»ها در دعا دقت کنید؛
وقتی همه کاره اوست، آیا جایی برای غم و غصه هم باقی می ماند؟
همه ی غمها، گرفتاریها و... برای دوری از خداست و این که خدا را نمیشناسیم.
منبع: مناجات المفتقرین، مناجات یازدهم از مناجات خمس عشر امام سجاد علیهالسلام
سال نو بر شما مبارک.
انشاءالله سالی همراه با معرفت حقیقی نسبت به رب العالمین پیش رو داشته باشید.
بسم الله النّور
برای عبور از مشکلات و سختی ها یک راه میانبر هست
و این راه میانبر چیزی نیست جز قطع تعلق
قطع تعلق از همه ی مادیاتی که ما را از خدا دور می کند و حرکت در مسیر حیات را سخت!
قطع تعلق از همه ی افرادی که ما دوستشان داریم یا نداریم ...
قطع تعلق از مدرک، مال، مقام، تعریف های دیگران و ...
با قطع تعلقات، دید انسان گسترده می شود
مسائلی که تا پیش از این سخت و دشوار بودند آسان می شوند
موانعی که عبور از آن ها غیر ممکن می نمود، برداشته می شوند
با قطع تعلق از همه چیز، می توان پرواز کرد و از مسیر حیات آسان گذر کرد
مانند پرنده ای که با پرواز، بالا می رود و دنیا در برابر چشمانش حقیر و کوچک می شود.
برای پرنده فرقی نمی کند مسیر حیات برای او پیچ در پیچ است یا صاف و هموار
چون او از حصار زمین فراتر رفته و موانع زمینی برای او بی معناست
تا زمانی که زمینی هستیم و در بند مادیات، زندگی برایمان صعب و سخت است
به محض پرواز، آسانی هم فرا خواهد رسید
پ.ن 1: شاید یکی از مهم ترین حکمت امتحانات زندگی، همین قطع تعلق باشد تا بفهمیم همه چیز و همه کس هیچ کاره اند جز خدا
پ.ن 2: یکی از مهم ترین دلایل آرامش علما و اولیاء الله در سختی ها و دشواری زندگی همین است، افق دید این بزرگان بالاست و چون از بالا به مشکلات می نگرند، سختی ها در نظر آنان حقیر و کوچک است.
بسم الله النّور
برای عبور از مشکلات و سختی ها یک راه میانبر هست
و این راه میانبر چیزی نیست جز قطع تعلق
قطع تعلق از همه ی مادیاتی که ما را از خدا دور می کند و حرکت در مسیر حیات را سخت!
قطع تعلق از همه ی افرادی که ما دوستشان داریم یا نداریم ...
قطع تعلق از مدرک، مال، مقام، تعریف های دیگران و ...
با قطع تعلقات، دید انسان گسترده می شود
مسائلی که تا پیش از این سخت و دشوار بودند آسان می شوند
موانعی که عبور از آن ها غیر ممکن می نمود، برداشته می شوند
با قطع تعلق از همه چیز، می توان پرواز کرد و از مسیر حیات آسان گذر کرد
مانند پرنده ای که با پرواز، بالا می رود و دنیا در برابر چشمانش حقیر و کوچک می شود.
برای پرنده فرقی نمی کند مسیر حیات برای او پیچ در پیچ است یا صاف و هموار
چون او از حصار زمین فراتر رفته و موانع زمینی برای او بی معناست
تا زمانی که زمینی هستیم و در بند مادیات، زندگی برایمان صعب و سخت است
به محض پرواز، آسانی هم فرا خواهد رسید
پ.ن 1: شاید یکی از مهم ترین حکمت امتحانات زندگی، همین قطع تعلق باشد تا بفهمیم همه چیز و همه کس هیچ کاره اند جز خدا
پ.ن 2: یکی از مهم ترین دلایل آرامش علما و اولیاء الله در سختی ها و دشواری زندگی همین است، افق دید این بزرگان بالاست و چون از بالا به مشکلات می نگرند، سختی ها در نظر آنان حقیر و کوچک است.