
در دلِ هر سفال، زمزمهای از خاک و هنر جاریست؛
قصهی دستانی که گِل را نوازش کرده و به آن جان بخشیدهاند.
هر نقش و هر خمیدگی، ردی از طبیعت و خاطرهای از لمسِ آرامِ انسان است.
هر ظرف، نجوایی از زمین است؛ ساده، خاموش و لبریز از زندگی.
(امروز با عمه خیلی خوش گذشت.۱۴۰۵/۶/۱۷)