You need to enable JavaScript to use this application.

رو به رواله..

1 سال،2 ماه پیش

سلام 

حالم بهتره 

با یار این مدت خیلی صحبت کردیم.  حس می‌کنم داره سعی می‌کنه بیشتر هوای من رو داشته باشه ، البته این‌که واقعا چقدر موفقه رو نمی‌دونم.. گاهی دلم بهش خوش میشه و گاهی حس می‌کنم تنهاترینم و با همه غریبه‌ام . 

ولی.. اوضاع فعلا داره خوب پیش میره . حرف می‌زنیم ، تعامل‌می‌کنیم ، گذشت می‌کنیم ، کنار میایم ، محبت می‌کنیم و عشق می‌ورزیم ... 

تا خدا چه خواهد .. 

 

گفته بودم داریم با پاندا یه کاری راه می‌ندازیم ؟ 

داریم یه مزون کوچیک‌می‌زنیم . می‌خوایم تو رونق تولید یه سهم کوچولویی داشته باشیم . البته فعلا سرمایه کمی داریم و خودمون تولید نمی‌کنیم .

اما مستقیم از تولیدی خرید می‌کنیم و تو اینستاگرام می‌فروشیم 

هنوز شروع نکردیم 

عباها و روسری‌هارو خریدیم ، هفته آینده میریم برای عکاسی و فیلم‌برداری ... 

چادر نخریدیم هنوز و تقریبا پول زیادی هم برامون نمونده . 

خوبیش اینه که به بازاریابی دیجیتال مسلطیم ، ادیتوریم ، عکاسی و فیلم‌برداری بلدیم.  الگوریتم اینستا رو میشناسیم و ایده‌های نو و جاذاب داریم

با این حساب 

سرمایه غیر نقدی زیادی برای پیشرفت داریم 

سو..

بسیار امیدوارم .. 

از قبل با پاندا قرار گذاشتیم ، چند درصد از سود برای مقاومت ، چند درصد از سود برای نیازمندای کشور خودمون و درصد کوچیکی هم برای کمک به حیوانات آسیب‌دیده کنار بذاریم . 

یه تصمیم جدید و عجیبی با یار گرفتیم 

نمی‌دونم یادتونه یا نه ، یار یه استادی دارن که باهاشون فلسفه می‌خونن 

این استاد که خیییلی به ما نزدیک هستن الحمدلله 

یه برنامه جدید و عجیبی به ما دادن که کل زندگی ما رو دگرگون می‌کنه ! 

اینکه چیه و اینا ، بعدا میام میگم . 

فعلا در همین حد بگم که احتمالا تا آخر امسال ما اسباب‌کشی داشته باشیم !!..

 

 

 

فضای خونه خوبه 

خونه تمیزه ، من سر حالم ، پادکست گوش میدم ، آهنگ گوش میدم ، بی‌کلام میذارم .. 

شب‌ها سوره واقعه رو پخش می‌کنم و.. 

اوضاع خوبه . 

تو اینستا فعال‌تر شدم از قبل 

عذاب وجدان دارم ، ولی خب فرار نمی‌کنم ازش.. 

اگر کسی تو اینستا هست آی‌دی بگه فالوش کنم . 

همین

فعلا همین...

.

.

.

+ رو به رواله زندگی اون کسی که لحظه‌هاش با قال‌الصادق می‌گذره ... 

0

باد سرد

1 سال،3 ماه پیش

نمی‌دونم حکمتش چیه 

یهو.. همه چی بد میشه .. 

از هر طرف غم جدیدی میاد

هوای زندگی سرد میشه و بعدش .. غم و داستان پشت سر هم رو سرت خراب میشه !

اون جایی که باهاشون برای کار صحبت کرده بودیم و به شدت مشتاق همکاری بودن و میگفتن ما شما رو به هیچ عنوان از دست نمیدیم ،

و من روی درآمد ۱۵ تومنیش حساب کرده بودم 

یهو در قالب یه ویس کار رو تموم کرد ... و خداحافظی ! 

 

چند بار با یار بحث کردیم ، جدی نبود.. کوتاه کوتاه و سطحی . دیشب یهو قلبش تیر می‌کشید.‌ نشست رو پله‌ها و گریه کرد و گفت : خرابه.. زندگیمون خرابه.. :) 

و یه پرده خاکستری نشست رو قلبم .. 

 

رو یه وام ۱۰۰ تومنی حساب کرده بودم برای شروع کار خودم ، گفتن ۱۰۰ نمیشه فقط ۵۰ تومن وام میدن .. اینم از این ..

 

۱۰ روزه اومدیم مشهد (امروز روز هشتم هست) ، از روز چهارم به بعد چون یار شرایطش رو نداشت هتل نگرفتیم ، می‌دونید من با اون همه حساسیت‌هام پاشدم اومدم تو یه زیرزمین ۳ شبه می‌خوابم که فقط نزدیک امام رضا علیه‌السلام باشم .. اما هر زن دیگه‌ای بود قبول نمی‌کرد این شرایط رو.. و یا برمی‌گشت یا می‌گفت باید هتل بگیری نه ؟ اما من با همه سختی‌هاش نخواستم غر بزنم نخواستم فشار بیارم و قبول کردم . 

حالا.. یار چی بگه خوبه ؟ میگه یکی دو ماه دیگه با مامان اینا (مامان خودش) بریم شهرستانمون ، میگم من نمی‌تونم بیام چون اون جایی که مامانت اینا اجاره کردن یه زیرزمین بدون اتاق خوابه و من نمی‌تونم همون‌جایی که بابات و داداشت دارن می‌خوابن با یه پارچه پرده کردن بینمون بخوابم !!

میگه چطور این چند شب رو تونستیم بخوابیم ؟ :) 

 

یعنی تخصص دارن آقایون ، تو این‌که پشیمونت کنن از هرررجایی که باهاشون راه میای و به خاطرشون کوتاه میای... 

 

آخرشم که این حرفارو بهش زدم ، بهش برخورده و میگه تو داری سر من منت میذاری :// 

آخه این سمی بازی‌ها چیه ؟! ..

 

 

هوف...

 

خیر سرم مشهدم :)

0

روزگار خوشم..

1 سال،3 ماه پیش

السلام علیک یا حبیبی یا اباالغوث یا امیرالمومنین یا علی... 

 

سلامی از طرف دخترک دلمرده‌ای که این روزها اصلا معلوم نیست چی‌کار میکنه و کجاست و دل در گروه کدوم بُعد روحی خودش داره .. 

مولا جان 

من اساس زندگی خودم رو روی محبت شما نچیدم مگه؟ نمی‌فهمم این روزا دارم چوب چه چیزی رو می‌خورم ؟ ... 

اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم 

هزاربار بمیرم نبینم آن دم را... 

چیزی که از شما میخوام اینه که نجات بدید این دل من رو از این ظلمت و حیرانی 

من مگه کم از شما خواستم لحظه به لحظه زندگیم احساس حضور کنم ؟ 

بله گناه کارم .. بابتشون شرمگینم.. ولی بازم امید به لطف و رحمت شما دارم ! به رحمت وسیع شما امید داشتن عجیبه ؟؟ 

 من که نمی‌فهمم دارم با زندگیم چی‌کار‌ می‌کنم 

کاش شما بسازید برای من

همه چیز رو دقیق و رو برنامه ، هر روز پر از رشد و ارتقا 

امسالم رو شما بسازید 

قشنگ بسازید

پر از رشدهای همراه با شادی و رضایت بسازید 

دور از غم و فشار بسازی 

مگه دارم چیز محالی رو از کسی قادر نیست میخوام ؟!! 

نه والا .. 

من دونستم کجا بیام و از کی بخوام خب ! 

من از شما خواستم 

از شما جنابِ واجب‌الوجود.. 

از شما حضرت نور الانوار.. 

از شما قادر مطلق ، عالی اعلی... 

من جای درستی اومدم . 

مگر این‌که شما من رو نخواهی.. 

که خب 

اگرم ، توام نخواهی ؟ سر بی‌کسی ؟! نه.. من بدون شما که نمی‌تونم . کاش من رو بخواهی شما.. عزیزدلم . 

 

من روزگارم خوش خودم رو علی رو پدر و مادر و زهرا رو از خود خود خودتون میخواما ، فقط ! 

من روزگار خوشمون رو دیگه امسال می‌خوام.. 

من روزگار خوشم رو از شما میخوام . 

بی‌ادبی این حقیر رو ببخشید 

تکه‌ای وجود شما _ زینب _ . 

0

#دیوونه

1 سال،4 ماه پیش

.

جهان 

دیوونه‌ای

بی‌دردسر

می‌خواست ...

.

من بودم :)

.

.

0

بچه‌ها مسئول نیستن

1 سال،4 ماه پیش

میخواید بچه‌هاتون رو سالم بزرگ کنید ؟ سالمِ روحی .. 

جلوشون با همسرتون دعوا نکنید 

به همدیگه بی احترامی نکنید 

به هم ظلم نکنید 

پشت همسرتون پیش بچه ها بدگویی و غیبت نکنید 

بچه‌های شما مسئول به دوش کشیدن مشکلات بین شماها نیستن 

اونا بچه‌ان 

حتی اگر ۱۷ ، ۱۸ سالشونه !

 

خیلی بحث و دعوا دارید ؟ پاشید برید بیرون دعوا کنید 

تو ماشین بحثتون شده ؟ بزنید بغل ، برید بیرون از ماشین بحث کنید و برگردید 

 

 

قول میدم نازک نارنجی نشن 

قول میدم سرد و گرم روزگار نچشیده نشن 

 

تجازه بدید جاهای دیگه به چالش بخورن ، برایشون چالش‌های علمی ، ورزشی و.. بوجود بیارید تا خودشون با چالش ها رو به رو بشن کم کم و به اندازه سن و سالشون 

 

 

 

 

 

همین

0

مانده ام معطل! :/

1 سال،5 ماه پیش

در مورد خودم حس می‌کنم بسیار انسانِ " بیا در مورد چیزی که تو رابطه بینمون اذیتمون می‌کنه صحبت کنیم حتی اگه چند ساعت هم طول می‌کشه " ای هستم . اما آدمای اطرافم این‌طور نیستن 

مثلا یار این‌طوریه که یه مدت طولانی در مورد چیزهایی که ناراحتش می‌کنه یا هیچ حرفی نمی‌زد و یا حرص می‌خورد تو خودش ، یا نهایتا بعد از حرص خوردن درون خودش می‌گذشت و تموم میشد . 

من بهش گفتم چرا حرف نمی‌زنی ؟ 

گفت چون حل نمیشه ، بدتر میشه . گفتم دقیق‌تر بگو یعنی چی ؟ گفت یعنی تو میخوای توجیه کنی دیگه ، و این من رو بیشتر حرص میده پس اساسا چیزی نگیم بهتره 

 

گفتم خب اگه نگی بهم ، اولا من‌ نمی‌فهمم چه چیزایی باعث رنجیدن تو میشه ، دوما اگر جایی تو اشتباه کنی و من رو تو ذهنت قضاوت کنی چی ؟ یه دادگاه یه طرفه تو ذهنت داری که من حتی توش نمی‌تونم از خودم دفاع کنم . 

 

حالا قرار شده بگه و تقریبا هفته‌ای یه بار میاد از ناراحتیش در مورد فلان موضوع با لحن کاملا پرخاشگرانه صحبت می‌کنه 

خب من‌ می‌فهمم یه مدت طولانی درون‌ریزی داشته و هی تلنبار شده تو دلش و وقتی میخواد بیان کنه ممکنه خیلی نتونه کنترل کنه

اوکی 

 

موضوعم الان اینه که اساسا خیلی از این ناراحتی‌هاش بی‌جاست..

حالا دو تا راه دارم ، یا بشینم باهاش در مورد اون ناراحتی‌ها صحبت کنم ، که خب هممون می‌دونیم همون‌طور که خودش گفته اسم اینا تو ذهنش توجیه هست و بحث الکی‌ای که همه چیز رو بدتر می‌کنه و چیزی رو حل نمی‌کنه 

 

یا این‌که سکوت کنم 

 

خب من بعضی جا تو این چند هفته سکوت کردم .. 

مثل همین امروز و داستانی که بین ما پیش اومد . 

 

ولی خب واقعا گاهی از ادامه زندگیم به کل نا امید میشم 

وقتی نتونیم حرف بزنیم و مشکلات رو حل کنیم ؟ می‌دونی ؟ 

اصلا حل نکنیم .. فقط دو طرف دلایل همدیگه رو شنیده باشن خب

 

تو چت وقتی با هم بحثمون میشه ، کاملا بعد از ۲ تا پیام همیشه حرفش اینه : بیخیال زینب اصلا من اشتباه کردم . 

 

نه این‌که فکر کنید ما تو زندگیم خیلی بحث کردیما 

اصلااا 

ما تو این ۷ ، ۸ سال زندگی فقط یه بار بحث بزرگی داشتیم . 

هیچ‌وقت دیالوگ بحث‌های ما بیشتر از مثلا ۷ ، ۸ تا جمله نشده ! چون همیشه همینه ماجرا .. 

0

تلاش،فحش،امید،بغض و...

1 سال،5 ماه پیش

 

تو همین روزایی که این جماعت پشت فرمون لندکروزشون دارن از دلار ۹۰ تومنی استوری میذارن

من دارم مث سگ کار می‌کنم 

تا اجازه ندم انتخاب اون احمقی که از سیاست هیچی سرش نمیشه 

زندگیم رو به فنا (یا هرچی می‌خواید جایگزین‌این کلمه بخونید..) بده ! 

.

برنامه فعلیم؟ 

۱ جا رسما کار می‌کنم 

۱ جا غیر رسمی دارم یه کمکی می‌کنم 

۱ جا برنامه طولانی مدت برای کار دارم 

 

 

آقای مسئول جمهوری اسلامی 

من طلبه این مملکت بودم 

وقت درس خوندن ندارم 

و

از امام صادق علیه‌السلام عذرخواهی می‌کنم... 

 

 

 

من البته 

بعد از یه نفس عمییییق می‌نویسم که

امید دارم 

نه به مردم دیگه ، نه اصلا

به جوونایی که دارن برای اصالت تلاش می‌کنن

برای اقتصاد 

و

علوم انسانیِ برگرفته از #عقل 

و

دعا می‌کنم 

فعلا فقط دعا 

تا بعد.. 

0

جناب بفرمایید ؟ ..............

1 سال،5 ماه پیش

حس بدِ شنیدن صدای پدر ، پشت تلفن ، وقتی دارن به مسافری که سوار کردن میگن 

جناب بفرمایید کجا راحت‌تر هستید من همون‌جا نگه‌دارم ...

 

پدر من

قشنگ من 

شما مگه باید با این سن و سال 

تو مملکتی که براش جنگیدی

باید مسافرکشی کنی آخه ؟! 

 

حالم بده.. 

دلم گرفت 

گریه کردن 

نمی‌گذرم از تک تک مسئولینی که 

وضع مملکت رو به این‌جا رسوندن ..

پیش صاحب الزمان ، شکایت تک تک شماهارو می‌کنم :)

0
دسته‌بندی‌ها

تمامی حقوق برای خانوم کوچیک محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده