او همه چیز را به نحو احسن میگرداند؛ خانه را با نفسهایش، روزها را با امیدش، چرخ زندگی را با دستان پرقدرتش... حتا آفتاب را با نگاهش! اما مهتاب را نه، مهتاب از او سر باز میزد. شاید به همین خاطر، دلش درگیر مهتابگردان شد؛ کسی که میتوانست ماه را بچرخاند، بیآنکه دستش به آسمان برسد...
همهی ما گاهی اسیر آن چیزی میشویم که درونمان کم داریم؛ و همان را در دیگری تحسین میکنیم !
۱۴۰۴/۰۶/۲۱
