You need to enable JavaScript to use this application.

کوره

6 سال،5 ماه پیش

بسم الله

 

مامون رقّى - که یکى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است - حکایت می‌کند:

در منزل آن حضرت بودم که شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت: یاابن رسول اللّه! شما بیش از حدّ عطوفت و مهربانى دارید، شما اهل بیت امامت و ولایت هستید، چه چیز مانع شده است که قیام نمى کنید و حقّ خود را از غاصبین و ظالمین باز پس نمى گیرید، با این که بیش از یک صد هزار شمشیر زن آماده جهاد و فداکارى در رکاب شما هستند؟ !

امام صادق علیه السلام فرمود: آرام باش، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به یکى از پیش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش کن.

همین که آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه کشید، امام علیه السلام به آن شخص خراسانى خطاب کرد: برخیز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشین.

سهل خراسانى گفت: اى سرور و مولایم! مرا در آتش، عذاب مگردان و مرا مورد عفو و بخشش خویش قرار بده، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خویش قرار دهد.

در همین لحظات شخص دیگرى به نام هارون مکّى - در حالى که کفش هاى خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام کرد.

حضرت امام صادق سلام اللّه علیه، پس از جواب سلام، به او فرمود: اى هارون! کفش هایت را زمین بگذار و حرکت کن برو درون تنور آتش و بنشین.

هارون مکّى کفش هاى خود را بر زمین نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى، داخل تنور رفت و در میان شعله هاى آتش نشست.

آن گاه امام علیه السلام با سهل خراسانى مشغول مذاکره و صحبت شد و پیرامون وضعیّت فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و دیگر جوانب شهر و مردم خراسان مطالبى را مطرح نمود مثل آن که مدّت‌ها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است.

پس از گذشت ساعتى، حضرت فرمود: اى سهل! بلند شو، برو ببین در تنور چه خبر است.

همین که سهل کنار تنور آمد، دید هارون مکّى چهار زانو روى آتش‌ها نشسته است، پس از آن امام علیه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بیا؛ و هارون هم از تنور بیرون آمد.

بعد از آن، حضرت خطاب به سهل خراسانى کرد و اظهار داشت: در خراسان شما چند نفر مخلص مانند این شخص - هارون که مطیع ما مى باشد - پیدا مى شود؟

سهل پاسخ داد: هیچ، نه به خدا سوگند! حتّى یک نفر هم این چنین وجود ندارد.

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: اى سهل! ما خود مى دانیم که در چه زمانى خروج و قیام نمائیم؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، که حدّاقلّ پنج نفر هم دست، مطیع و مخلص ما یافت شوند، در ضمن بدان که ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستیم.
 

 

این حکایت را نقل کردم که بگویم، به نظرم مقدمه این گونه شدن این است که در کوره های زندگی شخصی که آه از نهادمان بلند می کند، راضی باشیم و تسلیم امر مولا

چون او برایمان خواسته...

 

إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ

0

کوره

6 سال،5 ماه پیش

بسم الله

 

مامون رقّى - که یکى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است - حکایت می‌کند:

در منزل آن حضرت بودم که شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت: یاابن رسول اللّه! شما بیش از حدّ عطوفت و مهربانى دارید، شما اهل بیت امامت و ولایت هستید، چه چیز مانع شده است که قیام نمى کنید و حقّ خود را از غاصبین و ظالمین باز پس نمى گیرید، با این که بیش از یک صد هزار شمشیر زن آماده جهاد و فداکارى در رکاب شما هستند؟ !

امام صادق علیه السلام فرمود: آرام باش، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به یکى از پیش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش کن.

همین که آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه کشید، امام علیه السلام به آن شخص خراسانى خطاب کرد: برخیز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشین.

سهل خراسانى گفت: اى سرور و مولایم! مرا در آتش، عذاب مگردان و مرا مورد عفو و بخشش خویش قرار بده، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خویش قرار دهد.

در همین لحظات شخص دیگرى به نام هارون مکّى - در حالى که کفش هاى خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام کرد.

حضرت امام صادق سلام اللّه علیه، پس از جواب سلام، به او فرمود: اى هارون! کفش هایت را زمین بگذار و حرکت کن برو درون تنور آتش و بنشین.

هارون مکّى کفش هاى خود را بر زمین نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى، داخل تنور رفت و در میان شعله هاى آتش نشست.

آن گاه امام علیه السلام با سهل خراسانى مشغول مذاکره و صحبت شد و پیرامون وضعیّت فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و دیگر جوانب شهر و مردم خراسان مطالبى را مطرح نمود مثل آن که مدّت‌ها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است.

پس از گذشت ساعتى، حضرت فرمود: اى سهل! بلند شو، برو ببین در تنور چه خبر است.

همین که سهل کنار تنور آمد، دید هارون مکّى چهار زانو روى آتش‌ها نشسته است، پس از آن امام علیه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بیا؛ و هارون هم از تنور بیرون آمد.

بعد از آن، حضرت خطاب به سهل خراسانى کرد و اظهار داشت: در خراسان شما چند نفر مخلص مانند این شخص - هارون که مطیع ما مى باشد - پیدا مى شود؟

سهل پاسخ داد: هیچ، نه به خدا سوگند! حتّى یک نفر هم این چنین وجود ندارد.

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: اى سهل! ما خود مى دانیم که در چه زمانى خروج و قیام نمائیم؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، که حدّاقلّ پنج نفر هم دست، مطیع و مخلص ما یافت شوند، در ضمن بدان که ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستیم.
 

 

این حکایت را نقل کردم که بگویم، به نظرم مقدمه این گونه شدن این است که در کوره های زندگی شخصی که آه از نهادمان بلند می کند، راضی باشیم و تسلیم امر مولا

چون او برایمان خواسته...

 

إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ

0

خدایا پناه بر تو (۱۶)

6 سال،5 ماه پیش

بسم الله

خدایا پناه بر تو

از دانستنی که به رسیدن منجر نشود

از علمی که به عمل نرسد...

0

خدایا پناه بر تو (۱۶)

6 سال،5 ماه پیش

بسم الله

خدایا پناه بر تو

از دانستنی که به رسیدن منجر نشود

از علمی که به عمل نرسد...

0

می ارزد...

6 سال،6 ماه پیش

بسم الله النّور

اگر قرار است بعد از همه این سختی‌ها و فتنه‌ها ظهور شما باشد، چه باک آقا جان؟

همه‌اش می‌ارزد به یک لحظه دیدن روی شما...

وقتی دیدار نایب شما از پشت تلویزیون هم انقدر شیرین و گواراست، دیدن شما چه گونه خواهد بود...

حتما زنده خواهیم شد به نگاه شما 

فقط دستمان را بگیرید تا به سلامت از این دریای مواج غرق کننده بگذریم...

و برسیم به ساحل ظهور و حضور و وصل شما...

0

می ارزد...

6 سال،6 ماه پیش

بسم الله النّور

اگر قرار است بعد از همه این سختی‌ها و فتنه‌ها ظهور شما باشد، چه باک آقا جان؟

همه‌اش می‌ارزد به یک لحظه دیدن روی شما...

وقتی دیدار نایب شما از پشت تلویزیون هم انقدر شیرین و گواراست، دیدن شما چه گونه خواهد بود...

حتما زنده خواهیم شد به نگاه شما 

فقط دستمان را بگیرید تا به سلامت از این دریای مواج غرق کننده بگذریم...

و برسیم به ساحل ظهور و حضور و وصل شما...

0

هرچیز که در جستن آنی، آنی

6 سال،6 ماه پیش

بسم الله

همه می‌گویند دعا برای عاقبت به خیری بهترین دعاست.

اما فکر می‌کنم بهترین و جامع‌ترین دعا، دعای شهادت است، در بطن دعای شهادت عاقبت به خیری هست، به سبک شهدا زندگی کردن هست، رشد هست، تعالی هست...

در شهادت هدف هست، افق و چشم‌انداز هست...

دعای برای شهادت یک بسته جامع برای تمام عمر و همه‌ی زوایای حیات دنیایی و اخروی است...

وقتی معصوم گفته است «قدرالرجل علی قدر همته»

کسی که همتش شهادت و شهید شدن باشد، قدر و وسعت وجود او به اندازه این همت بزرگ می‌شود.

سردار سلیمانی برای این همت، انقدر بزرگ و وسیع شد...

اللهم ارزقنا شهادة فی سبیلک

0

هرچیز که در جستن آنی، آنی

6 سال،6 ماه پیش

بسم الله

همه می‌گویند دعا برای عاقبت به خیری بهترین دعاست.

اما فکر می‌کنم بهترین و جامع‌ترین دعا، دعای شهادت است، در بطن دعای شهادت عاقبت به خیری هست، به سبک شهدا زندگی کردن هست، رشد هست، تعالی هست...

در شهادت هدف هست، افق و چشم‌انداز هست...

دعای برای شهادت یک بسته جامع برای تمام عمر و همه‌ی زوایای حیات دنیایی و اخروی است...

وقتی معصوم گفته است «قدرالرجل علی قدر همته»

کسی که همتش شهادت و شهید شدن باشد، قدر و وسعت وجود او به اندازه این همت بزرگ می‌شود.

سردار سلیمانی برای این همت، انقدر بزرگ و وسیع شد...

اللهم ارزقنا شهادة فی سبیلک

0

تمامی حقوق برای مهدیه منافی محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده