You need to enable JavaScript to use this application.

خوشا آنان که از دنیا بریدند و به آخرت پیوستند

8 سال،9 ماه پیش

بسم الله النّور

«نهج البلاغه، حکمت 101»

وَ عَنْ نَوْفٍ الْبِکَالِیِّ قَالَ رَأَیْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام ذَاتَ لَیْلَةٍ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ فِرَاشِهِ فَنَظَرَ إِلَى النُّجُومِ فَقَالَ یَا نَوْفُ أَ رَاقِدٌ أَنْتَ أَمْ رَامِقٌ فَقُلْتُ بَلْ رَامِقٌ (یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ) قَالَ یَا نَوْفُ طُوبَى لِلزَّاهِدِینَ فِی الدُّنْیَا الرَّاغِبِینَ فِی الْآخِرَةِ أُولَئِکَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً وَ مَاءَهَا طِیباً وَ الْقُرْآنَ شِعَاراً وَ الدُّعَاءَ دِثَاراً ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنْیَا قَرْضاً عَلَى مِنْهَاجِ الْمَسِیحِ یَا نَوْفُ إِنَّ دَاوُدَ علیه السلام قَامَ فِی مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّیْلِ فَقَالَ إِنَّهَا سَاعَةٌ لَا یَدْعُو فِیهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِیبَ لَهُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِیفاً أَوْ شُرْطِیّاً أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ (وَ هِیَ الطُّنْبُورُ) أَوْ صَاحِبَ کَوْبَةٍ (وَ هِیَ الطَّبْلُ وَ قَدْ قِیلَ أَیْضاً إِنَّ الْعَرْطَبَةَ الطَّبْلُ وَ الْکَوْبَةَ الطُّنْبُورُ)



از نوف بکّالى‏ نقل شده، که در یکى از شب‏‌ها، امام على علیه السّلام را دیدم براى عبادت از بستر برخاست، نگاهى به ستارگان افکند، و به من فرمود: خوابى! یا بیدار؟ گفتم: بیدارم. فرمود:
اى نوف! خوشا به حال آنان که از دنیاى حرام چشم پوشیدند، و دل به آخرت بستند، آنان مردمى هستند که زمین را تخت، خاک را بستر، آب را عطر،  و قرآن را پوشش زیرین، و دعا را لباس روئین خود قرار دادند، و با روش عیساى مسیح با دنیا بر خورد کردند.

اى نوف! همانا داوود پیامبر (که درود خدا بر او باد) در چنین ساعتى از شب بر مى‏‌خاست، و مى‏‌گفت:
 «این ساعتى است که دعاى هر بنده‏‌اى به اجابت مى‏‌رسد، جز با باج گیران، جاسوسان، شبگردان و نیروهاى انتظامى حکومت ستمگر، یا نوازنده طنبور و طبل». (نهج البلاغة / ترجمه دشتى ؛ ص647)

0

خوشا آنان که از دنیا بریدند و به آخرت پیوستند

8 سال،9 ماه پیش

بسم الله النّور

«نهج البلاغه، حکمت 101»

وَ عَنْ نَوْفٍ الْبِکَالِیِّ قَالَ رَأَیْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام ذَاتَ لَیْلَةٍ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ فِرَاشِهِ فَنَظَرَ إِلَى النُّجُومِ فَقَالَ یَا نَوْفُ أَ رَاقِدٌ أَنْتَ أَمْ رَامِقٌ فَقُلْتُ بَلْ رَامِقٌ (یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ) قَالَ یَا نَوْفُ طُوبَى لِلزَّاهِدِینَ فِی الدُّنْیَا الرَّاغِبِینَ فِی الْآخِرَةِ أُولَئِکَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً وَ مَاءَهَا طِیباً وَ الْقُرْآنَ شِعَاراً وَ الدُّعَاءَ دِثَاراً ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنْیَا قَرْضاً عَلَى مِنْهَاجِ الْمَسِیحِ یَا نَوْفُ إِنَّ دَاوُدَ علیه السلام قَامَ فِی مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّیْلِ فَقَالَ إِنَّهَا سَاعَةٌ لَا یَدْعُو فِیهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِیبَ لَهُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِیفاً أَوْ شُرْطِیّاً أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ (وَ هِیَ الطُّنْبُورُ) أَوْ صَاحِبَ کَوْبَةٍ (وَ هِیَ الطَّبْلُ وَ قَدْ قِیلَ أَیْضاً إِنَّ الْعَرْطَبَةَ الطَّبْلُ وَ الْکَوْبَةَ الطُّنْبُورُ)



از نوف بکّالى‏ نقل شده، که در یکى از شب‏‌ها، امام على علیه السّلام را دیدم براى عبادت از بستر برخاست، نگاهى به ستارگان افکند، و به من فرمود: خوابى! یا بیدار؟ گفتم: بیدارم. فرمود:
اى نوف! خوشا به حال آنان که از دنیاى حرام چشم پوشیدند، و دل به آخرت بستند، آنان مردمى هستند که زمین را تخت، خاک را بستر، آب را عطر،  و قرآن را پوشش زیرین، و دعا را لباس روئین خود قرار دادند، و با روش عیساى مسیح با دنیا بر خورد کردند.

اى نوف! همانا داوود پیامبر (که درود خدا بر او باد) در چنین ساعتى از شب بر مى‏‌خاست، و مى‏‌گفت:
 «این ساعتى است که دعاى هر بنده‏‌اى به اجابت مى‏‌رسد، جز با باج گیران، جاسوسان، شبگردان و نیروهاى انتظامى حکومت ستمگر، یا نوازنده طنبور و طبل». (نهج البلاغة / ترجمه دشتى ؛ ص647)

0

تسلیم (3)

8 سال،9 ماه پیش

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره مبارکه بقره آیه 112

بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ
آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.
قران می فرماید اگر کسی وجودش را تسلیم خدای سبحان کند و برای خودش هیچ منیتی قائل نباشد درحالیکه شاهد لطف و احسان حق است و خداوند را در تمام اعمال حقه مشاهده می کند اجری خاص نزد پروردگار دارد، اجر حضور نزد پروردگار. چنین فردی نه از بابت گذشته‌اش مغموم است و از آینده اش نگران.
ایه بیانگر رموز بهره مندی از لذات ابدی است. به فرموده قرآن نیازی نیست برای نیل به لذات باقی در انتظار مرگ و زندگی باقی آخرت باشیم، آخرت ادامه دنیاست، بهشتیان زمانیکه از نعمات بهشت متنعم می شوند می گویند :« هذا الذی رزقنا من قبل »
راه وصول به لذات باقی تسلیم بودن در برابر خدای سبحان است.بر این اساس می توان گفت به میزان تسلیم بودن در برابر حضرت حق از لذت و آرامش بیشتری بهره‌مند می شویم. افسردگی و اضطراب به دلیل نگاه نازیبای ما است. اگر در افعال مثبتی که انجام می دهیم خود را دخیل ندانیم و باور کنیم تنها وسیله ای هستیم که حضرت حق به ما توفیق داده و اگر اراده کند این توفیق را از ما سلب می کند و به دیگری می سپرد دیگر جایی برای منیت و خود بینی نیست. اگر بر این باور باشیم که «امر انچه تو فرمایی حکم انچه تو بنمایی» مولای حکیم و خبیری که در بندگان ایجاد جمال می کند بهترین و زیباترین مقدرات را برایمان رقم خواهد زد اما اگر علی الدوام خود را کاره ای بدانیم چون خواست و اراده ما با اراده حق در تعارض است گرفتار رنج و سختی خواهیم شد.
لذت و سرور این افراد با توجه به دو قسمت از ایه قابل برداشت است: «لا خوف علیهم ولا هم یحزنون» «له اجره عند ربه» مقام عنیدیت و حضور نزد مربی و بهره بردن از رزق فراوانی که نصیب شان می شود موجب می شود انسان نه نگرانی ای بابت آینده داشته باشد و نه حزنی از بابت گذشته و به سروری ابدی دست یابد.


برگرفته از کلام استاد گرامی سرکار خانم بروجردی روز هشتم ماه محرم

0

تسلیم (3)

8 سال،9 ماه پیش

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره مبارکه بقره آیه 112

بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ
آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.
قران می فرماید اگر کسی وجودش را تسلیم خدای سبحان کند و برای خودش هیچ منیتی قائل نباشد درحالیکه شاهد لطف و احسان حق است و خداوند را در تمام اعمال حقه مشاهده می کند اجری خاص نزد پروردگار دارد، اجر حضور نزد پروردگار. چنین فردی نه از بابت گذشته‌اش مغموم است و از آینده اش نگران.
ایه بیانگر رموز بهره مندی از لذات ابدی است. به فرموده قرآن نیازی نیست برای نیل به لذات باقی در انتظار مرگ و زندگی باقی آخرت باشیم، آخرت ادامه دنیاست، بهشتیان زمانیکه از نعمات بهشت متنعم می شوند می گویند :« هذا الذی رزقنا من قبل »
راه وصول به لذات باقی تسلیم بودن در برابر خدای سبحان است.بر این اساس می توان گفت به میزان تسلیم بودن در برابر حضرت حق از لذت و آرامش بیشتری بهره‌مند می شویم. افسردگی و اضطراب به دلیل نگاه نازیبای ما است. اگر در افعال مثبتی که انجام می دهیم خود را دخیل ندانیم و باور کنیم تنها وسیله ای هستیم که حضرت حق به ما توفیق داده و اگر اراده کند این توفیق را از ما سلب می کند و به دیگری می سپرد دیگر جایی برای منیت و خود بینی نیست. اگر بر این باور باشیم که «امر انچه تو فرمایی حکم انچه تو بنمایی» مولای حکیم و خبیری که در بندگان ایجاد جمال می کند بهترین و زیباترین مقدرات را برایمان رقم خواهد زد اما اگر علی الدوام خود را کاره ای بدانیم چون خواست و اراده ما با اراده حق در تعارض است گرفتار رنج و سختی خواهیم شد.
لذت و سرور این افراد با توجه به دو قسمت از ایه قابل برداشت است: «لا خوف علیهم ولا هم یحزنون» «له اجره عند ربه» مقام عنیدیت و حضور نزد مربی و بهره بردن از رزق فراوانی که نصیب شان می شود موجب می شود انسان نه نگرانی ای بابت آینده داشته باشد و نه حزنی از بابت گذشته و به سروری ابدی دست یابد.


برگرفته از کلام استاد گرامی سرکار خانم بروجردی روز هشتم ماه محرم

0

دو خدا

8 سال،9 ماه پیش

بسم الله

آیت الله حائری شیرازی: سال ۱۳۴۵ بود و من ۳۰ ساله بودم و جوان. دوره‌ی بازجویی در ساواک را تجربه می‌کردم. شب و روز آزادی و خلاص خود از بند را از خداوند و همه‌ی بندگان صالح او درخواست می‌کردم و خبری نمی‌شد. از شدت ناراحتی‌ها دست‌هایم دانه‌ها زد. یک روز صبح آیه‌ای به نظرم آمد که بارها به آن استناد کرده بودم و دلیل توحید و وحدانیت خداوند بود؛

«لو کان فیهما آلهه الاّ الله لفسدتا»

اما این بار از این آیه معنی جدیدی دریافت کردم که در غیر حال مبارزه و منازعه حاصل نمی‌شد. همیشه از عدم فساد جهان به عدم تعدد آلهه می‌رسیدم اما این دفعه از وجود فساد به وجود الهه اما نه در همه‌ی عالم، که در خودم پی بردم!

از خودم پرسیدم آیا من هم جزء «فیهما» هستم؟

آیا حال و وضع خوبی دارم یا وضع بدی دارم؟

به خودم جواب دادم اگر وضع خوبی داشتم، چرا این همه دعا می‌کنم که خلاص شوم؟

خوب است به دنبال «آلهه الا الله» می‌گشتم،

  • دیدم خودم هستم که می‌خواهم الوهیت کنم و برای خودم تصمیم بگیرم.
  • الله برای تربیت من، ماندن در زندان را لازم می‌داند و آلهه الاّ الله که خودم باشم، برای راحت شدن، خلاص خود را می‌طلبم.

با خودم گفتم یکی از این دو باید کوتاه بیایند: یا الله کوتاه بیاید یا آلهه الاّ الله!

به خود گفتم با چه چیزت می‌خواهی خدا به نفع تو کنار برود؟ با علمت؟ با اطلاعاتت؟ یا با خیرخواهی‌ات نسبت به خودت؟ دیدم در همه‌ی این قسمت‌ها حق با خدا است. پس با خداوند عهد کردم که آزادی خودم را مطالبه نکنم و راضی به رضای او باشم.

در این حال بود که در جهنم ساواک برایم یک حوزه‌ی بهشتی حاصل شد. در جهنم ساواک پلاس و فرشی بهشتی برایم پهن شد و راحت شدم.

مرحوم آیت‌الله طالقانی بحث «قرآن در صحنه» را با همین مقدمه در تلویزیون پیش می‌برد که ما در زندان از آیات و روایات نکات تازه‌ای می‌فهمیدیم. لذا فقه حکومتی در حال مبارزه‌ی سیاسی-اجتماعی-اقتصادی شکوفا می‌شود. غفلت از فقه حکومتی نتیجه‌ی از حوزه خارج نشدن و در اطاق دربسته ماندن و به فهم کتابی بسنده کردن است. 

0

دو خدا

8 سال،9 ماه پیش

بسم الله

آیت الله حائری شیرازی: سال ۱۳۴۵ بود و من ۳۰ ساله بودم و جوان. دوره‌ی بازجویی در ساواک را تجربه می‌کردم. شب و روز آزادی و خلاص خود از بند را از خداوند و همه‌ی بندگان صالح او درخواست می‌کردم و خبری نمی‌شد. از شدت ناراحتی‌ها دست‌هایم دانه‌ها زد. یک روز صبح آیه‌ای به نظرم آمد که بارها به آن استناد کرده بودم و دلیل توحید و وحدانیت خداوند بود؛

«لو کان فیهما آلهه الاّ الله لفسدتا»

اما این بار از این آیه معنی جدیدی دریافت کردم که در غیر حال مبارزه و منازعه حاصل نمی‌شد. همیشه از عدم فساد جهان به عدم تعدد آلهه می‌رسیدم اما این دفعه از وجود فساد به وجود الهه اما نه در همه‌ی عالم، که در خودم پی بردم!

از خودم پرسیدم آیا من هم جزء «فیهما» هستم؟

آیا حال و وضع خوبی دارم یا وضع بدی دارم؟

به خودم جواب دادم اگر وضع خوبی داشتم، چرا این همه دعا می‌کنم که خلاص شوم؟

خوب است به دنبال «آلهه الا الله» می‌گشتم،

  • دیدم خودم هستم که می‌خواهم الوهیت کنم و برای خودم تصمیم بگیرم.
  • الله برای تربیت من، ماندن در زندان را لازم می‌داند و آلهه الاّ الله که خودم باشم، برای راحت شدن، خلاص خود را می‌طلبم.

با خودم گفتم یکی از این دو باید کوتاه بیایند: یا الله کوتاه بیاید یا آلهه الاّ الله!

به خود گفتم با چه چیزت می‌خواهی خدا به نفع تو کنار برود؟ با علمت؟ با اطلاعاتت؟ یا با خیرخواهی‌ات نسبت به خودت؟ دیدم در همه‌ی این قسمت‌ها حق با خدا است. پس با خداوند عهد کردم که آزادی خودم را مطالبه نکنم و راضی به رضای او باشم.

در این حال بود که در جهنم ساواک برایم یک حوزه‌ی بهشتی حاصل شد. در جهنم ساواک پلاس و فرشی بهشتی برایم پهن شد و راحت شدم.

مرحوم آیت‌الله طالقانی بحث «قرآن در صحنه» را با همین مقدمه در تلویزیون پیش می‌برد که ما در زندان از آیات و روایات نکات تازه‌ای می‌فهمیدیم. لذا فقه حکومتی در حال مبارزه‌ی سیاسی-اجتماعی-اقتصادی شکوفا می‌شود. غفلت از فقه حکومتی نتیجه‌ی از حوزه خارج نشدن و در اطاق دربسته ماندن و به فهم کتابی بسنده کردن است. 

0

انا نشکوا الیک

8 سال،9 ماه پیش

بسم الله

َ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَیْنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ مِنْکَ تُعِزُّهُ‏ وَ إِمَامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ إِلَهَ الْحَقِّ رَبَّ الْعَالَمِین‏

منبع: بخشی از دعای زمان غیبت مفاتیح الجنان
0

انا نشکوا الیک

8 سال،9 ماه پیش

بسم الله

َ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَیْنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ مِنْکَ تُعِزُّهُ‏ وَ إِمَامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ إِلَهَ الْحَقِّ رَبَّ الْعَالَمِین‏

منبع: بخشی از دعای زمان غیبت مفاتیح الجنان
0

تمامی حقوق برای مهدیه منافی محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده