بسم الله
یا صاحب الزمان!
دوران عمرمان در دنیا به جای زندگی شده مردگی!
مردیم از بی امامی
ظهور کن!
اللهم انا نشکوا الیک فقد نبیّنا و غیبة ولیّنا...
بسم الله
یا صاحب الزمان!
دوران عمرمان در دنیا به جای زندگی شده مردگی!
مردیم از بی امامی
ظهور کن!
اللهم انا نشکوا الیک فقد نبیّنا و غیبة ولیّنا...
بسم الله
یا صاحب الزمان!
دوران عمرمان در دنیا به جای زندگی شده مردگی!
مردیم از بی امامی
ظهور کن!
اللهم انا نشکوا الیک فقد نبیّنا و غیبة ولیّنا...
بسم الله النّور
پیش از مطالعه مجددا مطلب قبل را بخوانید.
نسبت ما با خداوند در مثالی که گفته شد شبیه نسبت پزشک با بیمار است. خداوند مسیر صحیح و حق را تبیین کرده است و ما را مختار قرار داده که این مسیر را انتخاب کنیم. وقتی با اختیار این مسیر را انتخاب کردیم، قواعد جبری تشریعی و تکوینیای را جعل و وضع کرده است که از طریق انجام آنها به سعادت میرسیم. وضع این قواعد جبری است، اما اختیار ما در انجام دادن یا انجام ندادنشان است. رنج ما در مرحله انتخاب است و آسودگی، پس از انتخاب مسیر صحیح هست. بهاندازهای که قواعد خداوند را نپذیریم و اختیار نکنیم توقف میکنیم یا از مسیر خارج میشویم و به مقصد نمیرسیم.
با یک مثال دیگر موضوع را روشنتر میکنم. یک جاده را تصور کنید، که میانهاش هموار و آسفالت است و اطرافش خاکی و سنگلاخ و ناهموار و در برخی جاها به دره میرسد. در ابتدای مسیر ماشین تندرو و راحتی در اختیارمان گذاشتهشده. انتخاب عقلانی در اینجا رفتن از مسیر هموار و استفاده از ماشین است و هر عقل سلیمی میداند عدم استفاده از ماشین و رفتن به اطراف جاده رنج و سختی به همراه دارد.
شریعت هم همانند همان جاده مستقیم است که خداوند ابزارهایی را برای عبور و رسیدن به مقصد در اختیار ما گذاشته است. آن ابزارها بهمانند همان ماشین هستند که ما را به مقصد میرسانند. مانند نماز، روزه و تمام تکالیف شرعی که به عهده ما گذاشتهشده است.
با توصیفات بالا میتوان به این نتیجه رسید که دین سهل و آسان است چون مطابق با خلقت بشر است و خروج از دین مشکل و سختی به همراه دارد.
مثال را با امتحانات خداوند ادامه میدهیم. امتحانات خداوند یا برای رشد و تعالی است یا تنبیهی است در ازاء عصیان و خروج از مسیر. امتحان وقتی برای رشد و تعالی است شبیه همان ماشینی است که ما را جلو میبرد و به مقصد میرساند، یا تنبیه هست هنگامیکه خودمان از مسیر خارج شدیم و به دره افتادیم و این امتحان مانند طنابی است که خدا برای نجاتمان انداخته تا دوباره به مسیر برگردیم. اگر امتحانات زندگی را که جبر خداوند برایمان است انتخاب نکنیم، حاصلش یا توقف است یا رنج خارجازمسیر ماندن. هر دو عسر است برای ما و یسر و آسانی زمانی است که آنچه خدا برایمان رقمزده است را بپذیریم.
تسلیم شدن به مقدرات الهی یعنی همین. یعنی آنچه را خداوند برایمان خواسته است را، ماهم بخواهیم ، و این تسلیم، عین یّسر و آسانی است. که «سیجعل الله بعد عسر یسرا» (طلاق، 7).
و رنج ما آنجایی شدت میگیرد که خواست ما مطابق با خواست خداوند نباشد. و دو اله در یک سرزمین حکومت کنند!
ما در مشکلاتمان خدا را به قواره خواستههای خودمان میخواهیم، نه خدا را به وسعت حکمتش و تمام آنچه هست و مقدراتش...
خدا حکیم و علی کل شیء قدیر است.
بسم الله النّور
پیش از مطالعه مجددا مطلب قبل را بخوانید.
نسبت ما با خداوند در مثالی که گفته شد شبیه نسبت پزشک با بیمار است. خداوند مسیر صحیح و حق را تبیین کرده است و ما را مختار قرار داده که این مسیر را انتخاب کنیم. وقتی با اختیار این مسیر را انتخاب کردیم، قواعد جبری تشریعی و تکوینیای را جعل و وضع کرده است که از طریق انجام آنها به سعادت میرسیم. وضع این قواعد جبری است، اما اختیار ما در انجام دادن یا انجام ندادنشان است. رنج ما در مرحله انتخاب است و آسودگی، پس از انتخاب مسیر صحیح هست. بهاندازهای که قواعد خداوند را نپذیریم و اختیار نکنیم توقف میکنیم یا از مسیر خارج میشویم و به مقصد نمیرسیم.
با یک مثال دیگر موضوع را روشنتر میکنم. یک جاده را تصور کنید، که میانهاش هموار و آسفالت است و اطرافش خاکی و سنگلاخ و ناهموار و در برخی جاها به دره میرسد. در ابتدای مسیر ماشین تندرو و راحتی در اختیارمان گذاشتهشده. انتخاب عقلانی در اینجا رفتن از مسیر هموار و استفاده از ماشین است و هر عقل سلیمی میداند عدم استفاده از ماشین و رفتن به اطراف جاده رنج و سختی به همراه دارد.
شریعت هم همانند همان جاده مستقیم است که خداوند ابزارهایی را برای عبور و رسیدن به مقصد در اختیار ما گذاشته است. آن ابزارها بهمانند همان ماشین هستند که ما را به مقصد میرسانند. مانند نماز، روزه و تمام تکالیف شرعی که به عهده ما گذاشتهشده است.
با توصیفات بالا میتوان به این نتیجه رسید که دین سهل و آسان است چون مطابق با خلقت بشر است و خروج از دین مشکل و سختی به همراه دارد.
مثال را با امتحانات خداوند ادامه میدهیم. امتحانات خداوند یا برای رشد و تعالی است یا تنبیهی است در ازاء عصیان و خروج از مسیر. امتحان وقتی برای رشد و تعالی است شبیه همان ماشینی است که ما را جلو میبرد و به مقصد میرساند، یا تنبیه هست هنگامیکه خودمان از مسیر خارج شدیم و به دره افتادیم و این امتحان مانند طنابی است که خدا برای نجاتمان انداخته تا دوباره به مسیر برگردیم. اگر امتحانات زندگی را که جبر خداوند برایمان است انتخاب نکنیم، حاصلش یا توقف است یا رنج خارجازمسیر ماندن. هر دو عسر است برای ما و یسر و آسانی زمانی است که آنچه خدا برایمان رقمزده است را بپذیریم.
تسلیم شدن به مقدرات الهی یعنی همین. یعنی آنچه را خداوند برایمان خواسته است را، ماهم بخواهیم ، و این تسلیم، عین یّسر و آسانی است. که «سیجعل الله بعد عسر یسرا» (طلاق، 7).
و رنج ما آنجایی شدت میگیرد که خواست ما مطابق با خواست خداوند نباشد. و دو اله در یک سرزمین حکومت کنند!
ما در مشکلاتمان خدا را به قواره خواستههای خودمان میخواهیم، نه خدا را به وسعت حکمتش و تمام آنچه هست و مقدراتش...
خدا حکیم و علی کل شیء قدیر است.
بسم الله النّور
بسیاری از انسانها هنگام مواجهه با مشکلات یکی از اولین اقداماتشان شکایت به خدا و قهر با اوست!
قهر انسان با خدا یکی از بزرگترین مکائد شیطان است در مواجهه با هر مسئلهای که قدرت عبور و حل آن را ندارد. نمونهاش کنار گذاشتن نماز است و دور شدن از مجالس خوبان و قدمهای بعدی شیطان.
که شیطان گامبهگام انسان را از خدا دور میکند.
ریشه این نگاه در فهم اشتباه جبری است که خداوند برای عالم قرار داده و حوزه اختیار انسان برای انتخاب مسیر.
یکزمانی من بسیار بر سر مسئله جبر و اختیار و آیه 79 سوره نساء دچار ابهامات بسیاری شدم که به لطف خدا استادم پیشنهاد دادند کتاب جبر و اختیار علامه جعفری را مطالعه کنم و با یک مثال سادهای که علامه مطرح کرده بودند تمام گرههای ذهنیام باز شد.
آیه این است:
« ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ کَفى بِاللَّهِ شَهیداً »
هر چه از خوبیها به تو مىرسد از جانب خداست؛ و آنچه از بدى به تو مىرسد از خودتوست؛ و تو را به پیامبرى، براى مردم فرستادیم، و گواه بودن خدا بس است.
مثال علامه این بود (نقل به مضمون): یک پزشک وقتی فرد را معاینه میکند و بیماری را تشخیص میدهد نسخهای برای درمان تجویز میکند.
این بیمار در انتخاب آن پزشک مختار است، اما در انتخاب نسخه برای درمانش مختار نیست و او مجبور است برای درمان از نسخه پزشک استفاده کند. اگر انتخاب کرد و نسخه را استفاده کرد و شفا یافت، به دلیل تجویز صحیح پزشک بوده است و اگر این جبر را نپذیرفت و به نسخه تجویزشده پزشک اعتماد نکرد و راه درمان را پیش نگرفت انتخاب او بوده است که موجب میشود رنجش بیشتر و بیماریاش حادتر شود.
بسم الله النّور
بسیاری از انسانها هنگام مواجهه با مشکلات یکی از اولین اقداماتشان شکایت به خدا و قهر با اوست!
قهر انسان با خدا یکی از بزرگترین مکائد شیطان است در مواجهه با هر مسئلهای که قدرت عبور و حل آن را ندارد. نمونهاش کنار گذاشتن نماز است و دور شدن از مجالس خوبان و قدمهای بعدی شیطان.
که شیطان گامبهگام انسان را از خدا دور میکند.
ریشه این نگاه در فهم اشتباه جبری است که خداوند برای عالم قرار داده و حوزه اختیار انسان برای انتخاب مسیر.
یکزمانی من بسیار بر سر مسئله جبر و اختیار و آیه 79 سوره نساء دچار ابهامات بسیاری شدم که به لطف خدا استادم پیشنهاد دادند کتاب جبر و اختیار علامه جعفری را مطالعه کنم و با یک مثال سادهای که علامه مطرح کرده بودند تمام گرههای ذهنیام باز شد.
آیه این است:
« ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ کَفى بِاللَّهِ شَهیداً »
هر چه از خوبیها به تو مىرسد از جانب خداست؛ و آنچه از بدى به تو مىرسد از خودتوست؛ و تو را به پیامبرى، براى مردم فرستادیم، و گواه بودن خدا بس است.
مثال علامه این بود (نقل به مضمون): یک پزشک وقتی فرد را معاینه میکند و بیماری را تشخیص میدهد نسخهای برای درمان تجویز میکند.
این بیمار در انتخاب آن پزشک مختار است، اما در انتخاب نسخه برای درمانش مختار نیست و او مجبور است برای درمان از نسخه پزشک استفاده کند. اگر انتخاب کرد و نسخه را استفاده کرد و شفا یافت، به دلیل تجویز صحیح پزشک بوده است و اگر این جبر را نپذیرفت و به نسخه تجویزشده پزشک اعتماد نکرد و راه درمان را پیش نگرفت انتخاب او بوده است که موجب میشود رنجش بیشتر و بیماریاش حادتر شود.