دو روز پیش، برق ‌زد و رعد غرید. صدایی شبیه شکافتن صخره‌‌های سترگ در فضا می‌پیچید و سپس انفجارهایی مهیب، آسمان تیره را می‌لرزاندند. اندکی بعد آسمان بارید؛ هزاران هزار قطره‌ آب با آوایی دل‌انگیز روی زمین فرود می‌آمدند...

چندی نگذشت که باران بند آمد؛ ابرهای تیره کمی کنار رفتند و زمین روشن‌تر شد. نسیم خنک، رایحه‌ی بی‌نظیر آب و خاک را در هوا گستَرد. انگار نه انگار که لحظاتی پیش آسمان در آشوب بود... و حالا چنین آرام!

دقایقی بعد، تلاطم به آسمان بازگشت و این‌بار تگرگ‌!... بی‌امان می‌بارید. گویی لشکری نامرئی از آسمان، زمین را تیرباران می‌کرد. بارش تگرگ که پایان یافت، باد وزیدن گرفت. گاهی صدای رعدی از دور یا نزدیک به گوش می‌رسید و ناگاه چند صاعقه‌ی سنگین فضا را در هم کوبید...

و بعد، باز باران و...

امروز اینجا هوا خنک و آسمان نیمی‌ آفتاب و نیمی ‌ابری است. آری، ما هر روز میان معجزه‌ها به خواب می‌رویم و میان معجزه‌ها برمی‌خیزیم. گویی خداوند هر روز دریا را پیش روی‌مان می‌شکافد و مردگان را مقابل چشمان‌مان زنده می‌کند.

خدایا! «ما را به راه راست هدایت فرما»

(الحمد: 6)

____________________________________________

ترجمه آیه شریفه: مرحوم محمدمهدی فولادوند