سلام و درود بر شما.
امیدوارم در این روزهای عجیب، وقتی که همه چیز افسار گسیخته گران میشود، حال دلتان خوب باشد. دستم به نوشتن نمیرفت، خواستم چیزی را بنویسم که بگویم که ما با تمام توان و تلاش، در حال یافتن راهی برای فراموشی هستیم و فقط سر خودمان را شلوغ میکنیم. حسابی سر خودم را شلوغ کردم. از اجتماعها فاصله گرفتم و دیگر مانند گذشته، علاقهای ندارم. همان داستان کتابباز و این حرفها.
پروژه D که توسعهاش تقریبا از خردادماه آغاز شده بود و خبرهای اون رو هم فکر کنم از تیرماه و یا مردادماه داده بودم، اکنون در فاز نهایی قرار گرفته است و در حال بحث و گفتگو هستیم که آیا در شرایط کنونی کشور، آن را در اختیار مشتریان قرار دهیم، و یا صبر کنیم تا وضعیت کلی کشور، رو به بهبودی حرکت کند تا بتوانیم این محصول را عرضه کنیم. این محصول، به گونهای است که حتما بایستی شرایط اقتصادی نرمالی داشته باشیم تا بتوانیم این محصول را به مشتری عرضه کنیم. یکی از دوستان هم ایده داد که به صورت رایگان در اختیار مردم قرار دهیم و در گیتهاب، آن را برای دریافت قرار دهیم. بهرحال بحث و گفتگو هنوز ادامه دارد. بنده هم گفتم که در زمان انتشار، با قراردادی، پول من را بدهید و من از تیم شما میروم. برای بنده، صرفا کاری که انجام شد مهم بود. در هر صورت، تصمیم گروهی، اگر بنا شد که پروژه آنلاین شود، خوشحال میشوم آن را معرفی نمایم.
در قدمی دیگر، به محض پایان کار پروژه D، پروژه جدیدی با نام N را آغاز کنم. این پروژه شخصی است. برای من هم بسیار ارزشمند است. در نهایت ما سر خود را گرم میکنیم و تلاش میکنیم تا خیلی چیزها یادمان نیاید! از فردا شنبه، باشگاه را آغاز میکنیم، مروری خواهیم داشت بر اطلاعاتی که داشتیم! پادکستمان را شاید از نو آغاز کردیم، شاید! مطالعه را از سر میگیریم! و چیزهای جدید دیگری را یاد میگیریم و فعلا در حالت زنده بودن هستیم تا ببینیم چه پیش خواهد آمد. فعلا همه چیز در حالت حداقلی و اضطراری است ..
ارادت
مکسی 11 ساعت پیش