You need to enable JavaScript to use this application.

ابتلای سخت این روزها

5 سال،1 ماه پیش

بسم الله

 

من این مدت با دوستی که صادقانه برای پایان ‌نامه کمکش کرده بودم، هربار مشکلی داشت کمک می‌کردم و سوالی داشت می‌پرسید، خودم او را در فضای مجازی معرفی کردم و به او اقبال شد، قطع ارتباط کردم. با توهین‌های متعدد این فرد نسبت به خودم و اتفاقاتی که افتاد.

من قبل این ماجرا این خانم را برای حضور در یک مجموعه دعوت کردم و ایشان آمد و رفتار خیلی بد و متکبرانه‌ای داشت اما آخر سر من وساطت کردم از در دوستی و به خیر گذشت تا این ماجرای اخیر پیش آمد و قطع ارتباطم.  (ماجرا طوری بود که این خانم نه تنها به خودم بلکه به افرادی که از من دفاع هم کرده بودند توهین کرد)

حالا راه به راه این خانم توسط همان مجموعه و بقیه جاها برای سخنرانی و... دعوت می‌شود. و امروز از طرف همان مجموعه که من قبلا این خانم را معرفی کرده بودند تماس گرفتند و دعوت کردند برای حضور در جلسه سخنرانی ایشان. 🤦🏻‍♀️ و گفتند سخنران خانم دکتر فلانی! گفتم ایشان دکتر نیست‌ها! 

خلاصه نمی ‌دانم حکمت پشت این ماجراها چیست، اما برای من نه تنها خوشایند نیست بلکه دردناک هست. 

پررنگ شدن حضور این خانم با این حد از تکبر و خودمحوری و بداخلاقی و شناخته شدنش را امر مثبتی نمی‌دانم. موضوعی که خودم باعث آن شدم. 

و دارم بررسی میکنم ببینم این به خاطر مشکل شخصی من با این خانم هست؟

یا قضاوتم شخصی نیست. 

ولی فکر نکنم قضاوتم شخصی باشه... 

ولی این چیزهارو می بینم و دعوت شدنش و... واقعا دردم میاد...

 

 

بعدا نوشت: و جالبه در اون جلسه ای که همین خانم رو به واسطه و معرفی من دعوت کرده بودند و این خانم چه قدر صداش رو بالا برد و توهین کرد و حالا دعوت شده به عنوان سخنران در همون مجموعه...

دارم به این نتیجه می رسم که انگار آدما با بداخلاقی و صدا بالا بردن مقبولتر میشن و بهشون بیشتر توجه میشه. به جای این که تنبیه و طرد بشه...

نمی دونم...

ناراحتم فقط

من اساسا دوست نداشتم هیچ وقت فعالیتم تو بوق و کرنا باشه و خیلی شناخته بشم

اما یه نفر چند وقت پیش گفت:

«شما باید ببینید وظیفه چیه و دیگه به ظواهر نگاه نکنید

اگر وظیفه شناخته شده باید شناخته بشید
اگر وظیفه شناخته نشدن و گمنام بودنه وظیفه دارید گمنام باشید
اگر وظیفه اینه که هزار نفر رو پوشش بدید همین طور
این زهد نیست
ببخشید صریح میگم

شما اول قالب رو انتخاب میکنید بعد با وظیفه تطبیق میدید.
در صورتی که برعکسه
باید ببینید وظیفه چیه بعد همه چیز رو با اون تطبیق بدید»

 

 

نمی دونم واقعا

 

ولی فکر میکنم خدا دوست نداره دیده بشم زیاد...

چون با دیده نشدن هام داره دردم میاد

 

نمی دونم واقعا چی درسته چی غلط

 

خدایا کمک

 

 

0

ابتلای سخت این روزها

5 سال،1 ماه پیش

بسم الله

 

من این مدت با دوستی که صادقانه برای پایان ‌نامه کمکش کرده بودم، هربار مشکلی داشت کمک می‌کردم و سوالی داشت می‌پرسید، خودم او را در فضای مجازی معرفی کردم و به او اقبال شد، قطع ارتباط کردم. با توهین‌های متعدد این فرد نسبت به خودم و اتفاقاتی که افتاد.

من قبل این ماجرا این خانم را برای حضور در یک مجموعه دعوت کردم و ایشان آمد و رفتار خیلی بد و متکبرانه‌ای داشت اما آخر سر من وساطت کردم از در دوستی و به خیر گذشت تا این ماجرای اخیر پیش آمد و قطع ارتباطم.  (ماجرا طوری بود که این خانم نه تنها به خودم بلکه به افرادی که از من دفاع هم کرده بودند توهین کرد)

حالا راه به راه این خانم توسط همان مجموعه و بقیه جاها برای سخنرانی و... دعوت می‌شود. و امروز از طرف همان مجموعه که من قبلا این خانم را معرفی کرده بودند تماس گرفتند و دعوت کردند برای حضور در جلسه سخنرانی ایشان. 🤦🏻‍♀️ و گفتند سخنران خانم دکتر فلانی! گفتم ایشان دکتر نیست‌ها! 

خلاصه نمی ‌دانم حکمت پشت این ماجراها چیست، اما برای من نه تنها خوشایند نیست بلکه دردناک هست. 

پررنگ شدن حضور این خانم با این حد از تکبر و خودمحوری و بداخلاقی و شناخته شدنش را امر مثبتی نمی‌دانم. موضوعی که خودم باعث آن شدم. 

و دارم بررسی میکنم ببینم این به خاطر مشکل شخصی من با این خانم هست؟

یا قضاوتم شخصی نیست. 

ولی فکر نکنم قضاوتم شخصی باشه... 

ولی این چیزهارو می بینم و دعوت شدنش و... واقعا دردم میاد...

 

 

بعدا نوشت: و جالبه در اون جلسه ای که همین خانم رو به واسطه و معرفی من دعوت کرده بودند و این خانم چه قدر صداش رو بالا برد و توهین کرد و حالا دعوت شده به عنوان سخنران در همون مجموعه...

دارم به این نتیجه می رسم که انگار آدما با بداخلاقی و صدا بالا بردن مقبولتر میشن و بهشون بیشتر توجه میشه. به جای این که تنبیه و طرد بشه...

نمی دونم...

ناراحتم فقط

من اساسا دوست نداشتم هیچ وقت فعالیتم تو بوق و کرنا باشه و خیلی شناخته بشم

اما یه نفر چند وقت پیش گفت:

«شما باید ببینید وظیفه چیه و دیگه به ظواهر نگاه نکنید

اگر وظیفه شناخته شده باید شناخته بشید
اگر وظیفه شناخته نشدن و گمنام بودنه وظیفه دارید گمنام باشید
اگر وظیفه اینه که هزار نفر رو پوشش بدید همین طور
این زهد نیست
ببخشید صریح میگم

شما اول قالب رو انتخاب میکنید بعد با وظیفه تطبیق میدید.
در صورتی که برعکسه
باید ببینید وظیفه چیه بعد همه چیز رو با اون تطبیق بدید»

 

 

نمی دونم واقعا

 

ولی فکر میکنم خدا دوست نداره دیده بشم زیاد...

چون با دیده نشدن هام داره دردم میاد

 

نمی دونم واقعا چی درسته چی غلط

 

خدایا کمک

 

 

0

پاشو پاشو کوچولو

5 سال،1 ماه پیش

بسم الله
به این شعر و مضمونش نیاز داشتم.
امیدوارم نخندید بهم 🌷

 

 

پاشو پاشو کوچولو

از پنجره نگاه کن 

با چشمای قشنگت به منظره نگاه کن 

اون بالا بالا خورشید

تابیده در آسمان 

یک رشته کوه پایینتر

پایینترش درختان 

نگاه کن آن دوردورا

کبوتری می پرد 

شاید برای بلبل

از گل خبر می برد

 

0

پاشو پاشو کوچولو

5 سال،1 ماه پیش

بسم الله
به این شعر و مضمونش نیاز داشتم.
امیدوارم نخندید بهم 🌷

 

 

پاشو پاشو کوچولو

از پنجره نگاه کن 

با چشمای قشنگت به منظره نگاه کن 

اون بالا بالا خورشید

تابیده در آسمان 

یک رشته کوه پایینتر

پایینترش درختان 

نگاه کن آن دوردورا

کبوتری می پرد 

شاید برای بلبل

از گل خبر می برد

 

0

زندگی برای...

5 سال،1 ماه پیش

بسم الله


کسی که نتواند برای خدا زندگی کند
با آمد و رفت انسان‌ها به زندگیش هم نمی‌تواند زندگی کند...

 

 

 

0

زندگی برای...

5 سال،1 ماه پیش

بسم الله


کسی که نتواند برای خدا زندگی کند
با آمد و رفت انسان‌ها به زندگیش هم نمی‌تواند زندگی کند...

 

 

 

0

خسته

5 سال،1 ماه پیش

بسم الله

خسته ام

از خودم

از آدم ها

از تمام عالم

از تمام نشدن ها

از تمام افتادن ها

0

خسته

5 سال،1 ماه پیش

بسم الله

خسته ام

از خودم

از آدم ها

از تمام عالم

از تمام نشدن ها

از تمام افتادن ها

0

تمامی حقوق برای مهدیه منافی محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده