بسم الله
خدایا هزاران مرتبه شکر که نعمت فهم دادی
بعضی ها عجیب نفهمند
بسم الله
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
نگران نباش
خدا هست
با عرض پوزش از جناب حافظ بابت تعریض به ساحت شعر ایشان
بسم الله
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
نگران نباش
خدا هست
با عرض پوزش از جناب حافظ بابت تعریض به ساحت شعر ایشان
بسم الله
رجا از فطریّات است، و قنوط برخلاف فطرت مخموره و از احتجاب است. و نیز مبدا حصول رجاء حسن ظنّ به خدای تعالی، و مبدا قنوطِ از رحمت سوءظنّ به ذات مقدّس است. گرچه مبدا حصول حسن ظنّ و سوءظنّ، علم به سعۀ رحمت و ایمان به کمال اسمائی و صفاتی و فعلی است، و جهل به آن است. و برگشت این دو، [به] معرفتِ ذات و جهل به آن است.
...
مبدا رجاء علم به سعۀ رحمت، و ایمان به بسط فیض و کمال و اسماء و صفات است. و مبدا غرور، تَهاون به امر الهی، و جهل به عوالم غیب و صور غیبیۀ افعال و لوازم ملکوتیۀ صفات نفس است. و از این جهت، آثار این دو نیز مختلف است؛ زیرا که کسی که معرفت به سعۀ رحمت و بسط نعمت حق و ایمان به آن دارد، حالت رجاء برای او دست داده، همین معرفت او را به تزکیۀ اعمال و تصفیۀ اخلاق و جدیّت در اطاعت اوامر مولی و ولیّ النعم دعوت کند، و کسی که صاحب غرور است، در دام شیطان و نفس اَمّاره، از کسب معارف و تحصیل اخلاق کریمانه و اعمال صالحه باز ماند.
نفوس راجیه در عین حال که به همه طور، قیام به امر می کنند نقطۀ اتّکاء آنها به اعمال و احوال خود نیست؛ زیرا که آنها عظمت حق را دریافتند و می دانند در مقابل عظمت حق، هر چیزی کوچک و هر کمالی بی مقدار است، و در پیشگاه جلالت کبریای او، همۀ اعمال صالحه به پشیزی نیرزد. اتکاء آنها به رحمت و بسط فیض ذات مقدّس است.
ولی نفوس مغروره از همۀ کمالات باز مانند و خود را در صف اراذل حیوانات منسلک کنند، و از حق تعالی و رحمت او، غافل و رو برگردان اند، و به صرف لقلقۀ لسان می گویند: خدا ارحَمُ الرّاحمین است و خدا بزرگ است. شیطان آنها را وادار کند به معاصی کبیره و ترک واجبات عظیمه، و به آنها تلقین کند که در مقام عذر بگویند: خدا بزرگ است. در صورتی که اگر ذرّه ئی از عظمت خداوند ـ تبارک و تعالی ـ را دریافته بودند ممکن نبود در محضر او و حضور او، با نعمت او مخالفت او کنند.
منبع: شرح جنود عقل و جهل امام خمینی
بسم الله
رجا از فطریّات است، و قنوط برخلاف فطرت مخموره و از احتجاب است. و نیز مبدا حصول رجاء حسن ظنّ به خدای تعالی، و مبدا قنوطِ از رحمت سوءظنّ به ذات مقدّس است. گرچه مبدا حصول حسن ظنّ و سوءظنّ، علم به سعۀ رحمت و ایمان به کمال اسمائی و صفاتی و فعلی است، و جهل به آن است. و برگشت این دو، [به] معرفتِ ذات و جهل به آن است.
...
مبدا رجاء علم به سعۀ رحمت، و ایمان به بسط فیض و کمال و اسماء و صفات است. و مبدا غرور، تَهاون به امر الهی، و جهل به عوالم غیب و صور غیبیۀ افعال و لوازم ملکوتیۀ صفات نفس است. و از این جهت، آثار این دو نیز مختلف است؛ زیرا که کسی که معرفت به سعۀ رحمت و بسط نعمت حق و ایمان به آن دارد، حالت رجاء برای او دست داده، همین معرفت او را به تزکیۀ اعمال و تصفیۀ اخلاق و جدیّت در اطاعت اوامر مولی و ولیّ النعم دعوت کند، و کسی که صاحب غرور است، در دام شیطان و نفس اَمّاره، از کسب معارف و تحصیل اخلاق کریمانه و اعمال صالحه باز ماند.
نفوس راجیه در عین حال که به همه طور، قیام به امر می کنند نقطۀ اتّکاء آنها به اعمال و احوال خود نیست؛ زیرا که آنها عظمت حق را دریافتند و می دانند در مقابل عظمت حق، هر چیزی کوچک و هر کمالی بی مقدار است، و در پیشگاه جلالت کبریای او، همۀ اعمال صالحه به پشیزی نیرزد. اتکاء آنها به رحمت و بسط فیض ذات مقدّس است.
ولی نفوس مغروره از همۀ کمالات باز مانند و خود را در صف اراذل حیوانات منسلک کنند، و از حق تعالی و رحمت او، غافل و رو برگردان اند، و به صرف لقلقۀ لسان می گویند: خدا ارحَمُ الرّاحمین است و خدا بزرگ است. شیطان آنها را وادار کند به معاصی کبیره و ترک واجبات عظیمه، و به آنها تلقین کند که در مقام عذر بگویند: خدا بزرگ است. در صورتی که اگر ذرّه ئی از عظمت خداوند ـ تبارک و تعالی ـ را دریافته بودند ممکن نبود در محضر او و حضور او، با نعمت او مخالفت او کنند.
منبع: شرح جنود عقل و جهل امام خمینی