You need to enable JavaScript to use this application.

کشمکش زندگی

8 سال،5 ماه پیش

بسم الله النّور

کشمکش زندگی را بنگر! چه طوفان وحشتناکی به پا شده است! همه قدرت های جور و ستم و پلیدی، دست به دست هم داده اند تا مرا نابود کنند. اژدهای مرگ، دهن باز کرده که مرا ببلعد، لهیب آتش، اطراف مرا می سوزاند، همچون پر کاه بر موج حوادث، در میان این دریای طوفانی بالا و پایین می روم، چه سرنوشت مبهمی! چه دردها و چه غم ها، چه مصیبت ها و چه شهادت ها، چه شکست ها و چه محرومیت ها، چه ظلم ها و چه جنایت ها...چه بگویم؟ چه می گذرد؟... نمی دانم ولی آنچه می دانم آنکه شهادت ساده ترین راه نجات من است...

هجوم از همه طرف شروع می شود، همه روزنه های امید کور می گردد، یأس، ترس، خوف و وحشت بر همه جا سایه می افکند، دوستانم با چشم های نگران، با قلب های مضطرب، خسته و شکسته و درمانده به سوی من می آیند، درحالی که خود من به چیزی امید ندارم و جز شهادت انتظار نمی کشم، ولی همچون صخره محکم و مطمئن در مقابل دوستانم سخن می گویم و به آنها ایمان می دهم و با شجاعت و بی باکی به مراکز خطر می روم، دوستان را آرامش می دهم و با اطمینان و قوت قلب آنها را روانه دیارشان می کنم...

گاه گاهی همه نظام و سازمان، تمامی دوستان و رزمندگان و همه آینده و سرنوشت به یک کلمه من وابسته بود، آن منی که نه امید داشت و نه قدرت، نه رؤیای روشن و نه انتظار کمک... فقط بر اساس توکل به خدا، رضا به تقدیر و قبول شهادت، باز هم بر پای خود ایستادم و همچون صخره موج های خطر و خوف، نا امیدی و یأس را برگرداندم، باز هم مسیر تاریخ را تغییر دادم... و همه اش بر مبنای احتمال بود و با خود می گفتم، اگر یک در هزار باقی بمانم و سازمان ادامه یابد باز هم خواهم ایستاد. باز هم مقاومت خواهم کرد...

.

..

...

دست نوشته ی شهید چمران در 12 اکتبر 1976 در لبنان

صفحه ی 104 از کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود"

0

کشمکش زندگی

8 سال،5 ماه پیش

بسم الله النّور

کشمکش زندگی را بنگر! چه طوفان وحشتناکی به پا شده است! همه قدرت های جور و ستم و پلیدی، دست به دست هم داده اند تا مرا نابود کنند. اژدهای مرگ، دهن باز کرده که مرا ببلعد، لهیب آتش، اطراف مرا می سوزاند، همچون پر کاه بر موج حوادث، در میان این دریای طوفانی بالا و پایین می روم، چه سرنوشت مبهمی! چه دردها و چه غم ها، چه مصیبت ها و چه شهادت ها، چه شکست ها و چه محرومیت ها، چه ظلم ها و چه جنایت ها...چه بگویم؟ چه می گذرد؟... نمی دانم ولی آنچه می دانم آنکه شهادت ساده ترین راه نجات من است...

هجوم از همه طرف شروع می شود، همه روزنه های امید کور می گردد، یأس، ترس، خوف و وحشت بر همه جا سایه می افکند، دوستانم با چشم های نگران، با قلب های مضطرب، خسته و شکسته و درمانده به سوی من می آیند، درحالی که خود من به چیزی امید ندارم و جز شهادت انتظار نمی کشم، ولی همچون صخره محکم و مطمئن در مقابل دوستانم سخن می گویم و به آنها ایمان می دهم و با شجاعت و بی باکی به مراکز خطر می روم، دوستان را آرامش می دهم و با اطمینان و قوت قلب آنها را روانه دیارشان می کنم...

گاه گاهی همه نظام و سازمان، تمامی دوستان و رزمندگان و همه آینده و سرنوشت به یک کلمه من وابسته بود، آن منی که نه امید داشت و نه قدرت، نه رؤیای روشن و نه انتظار کمک... فقط بر اساس توکل به خدا، رضا به تقدیر و قبول شهادت، باز هم بر پای خود ایستادم و همچون صخره موج های خطر و خوف، نا امیدی و یأس را برگرداندم، باز هم مسیر تاریخ را تغییر دادم... و همه اش بر مبنای احتمال بود و با خود می گفتم، اگر یک در هزار باقی بمانم و سازمان ادامه یابد باز هم خواهم ایستاد. باز هم مقاومت خواهم کرد...

.

..

...

دست نوشته ی شهید چمران در 12 اکتبر 1976 در لبنان

صفحه ی 104 از کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود"

0

ذکرالموت (2)

8 سال،5 ماه پیش

بسم الله النّور

روایت داریم هنگام غم یا شادی زیاد به قبرستان بروید. زیرا یاد مرگ موجب می شود انسان بفهمد نه خوشی ها ماندگارند و نه غم ها و سختی ها.

دنیا محل عبور است و قبرستان یادآور این گذرگاه

یک فیلمی توسط شبکه مستند پخش شده با نام «نزدیک به مرگ». این مستند تجربه افرادی است که بر اثر حوادث، تجربه نزدیک به مرگ را درک کرده اند و روح از بدنشان جدا شده و این اتفاق را روایت می کنند.

مستند خوش ساختی نبود و موسیقی خوبی نداشت، اما دیدن آن را توصیه می کنم.

لینک مشاهده و دریافت مستند

0

ذکرالموت (2)

8 سال،5 ماه پیش

بسم الله النّور

روایت داریم هنگام غم یا شادی زیاد به قبرستان بروید. زیرا یاد مرگ موجب می شود انسان بفهمد نه خوشی ها ماندگارند و نه غم ها و سختی ها.

دنیا محل عبور است و قبرستان یادآور این گذرگاه

یک فیلمی توسط شبکه مستند پخش شده با نام «نزدیک به مرگ». این مستند تجربه افرادی است که بر اثر حوادث، تجربه نزدیک به مرگ را درک کرده اند و روح از بدنشان جدا شده و این اتفاق را روایت می کنند.

مستند خوش ساختی نبود و موسیقی خوبی نداشت، اما دیدن آن را توصیه می کنم.

لینک مشاهده و دریافت مستند

0

حب الدّنیا

8 سال،6 ماه پیش

بسم الله النّور

وَ قَالَ ع‏ أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ حُبَّ الدُّنْیَا فَإِنَّهَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ وَ بَابُ کُلِّ بَلِیَّةٍ وَ قِرَانُ کُلِّ فِتْنَةٍ وَ دَاعِی‏ کُلِ‏ رَزِیَّة1

 اى مردم! از دنیا دوستى بر حذر باشید که آن سرچشمه هر خطا و در ورودى هر بلا و همراه هر فتنه و باعث هر مصیبت و گرفتارى است.

سُئِلَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ قَالَ مَا مِنْ عَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص- أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْیَا فَإِنَّ لِذَلِکَ شُعَباً کَثِیرَةً وَ لِلْمَعَاصِی شُعَباً فَأَوَّلُ مَا عُصِیَ اللَّهُ بِهِ الْکِبْرُ إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ الْحِرْصُ ثُمَّ الْحَسَدُ وَ هِیَ مَعْصِیَةُ ابْنِ آدَمَ حَیْثُ حَسَدَ أَخَاهُ فَقَتَلَهُ فَتَشَعَّبَ مِنْ ذَلِکَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ الدُّنْیَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ وَ حُبُّ الْکَلَامِ وَ حُبُ‏ الْعُلُوِّ وَ الثَّرْوَةِ فَصِرْنَ سَبْعَ خِصَالٍ فَاجْتَمَعْنَ کُلُّهُنَّ فِی حُبِّ الدُّنْیَا فَقَالَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْعُلَمَاءُ بَعْدَ مَعْرِفَةِ ذَلِکَ حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ وَ الدُّنْیَا دُنْیَاوَانِ دُنْیَا بَلَاغٌ وَ دُنْیَا مَلْعُونَةٌ.2

محمّد بن مسلم گوید: از امام سجّاد علیه السّلام پرسیده شد که کدامیک از کارها برتر و با فضیلت‏‌تر است؟ فرمود: پس از معرفت خدا و رسولش هیچ کارى با فضیلت‏‌تر از دشمن داشتن دنیا نیست زیرا دنیا داراى شعبه‏‌هایى است و گناهان نیز شعبه‏‌ها و شاخه‌‏هایى دارند، پس اوّلین گناهى که به وسیله آن خداوند مورد نافرمانى قرار گرفت کبر و بزرگ منشى بود سپس حرص و سپس حسد، و حسد گناه فرزند آدم بود آنجا که به برادر خود حسد ورزید و او را به قتل رساند پس گناهانى که از حسد منشعب مى‏‌شوند عبارتند از: دوستى زنان3 و دوستى دنیا و ریاست‏‌طلبى و راحت‏‌طلبى و علاقه به حرف زدن و برترى‏‌جویى و دوستى مال و ثروت پس این‌ها هفت خصلت‏‌اند که همگى در دوستى دنیا جمع شده‏‌اند پس پیامبران و دانشمندان پس از شناخت آن فرموده‌‏اند که: دوستى دنیا سر هر گناهى است و دنیا دو گونه است: یکى دنیایى که در حدّ کفایت و بسندگى است و دیگرى دنیایى که مورد لعن و دورى از رحمت خداوند است.

وقتی گفته شده حب الدنیا رأس کل خطیئه، یعنی ریشه تمام گناهان، تمام ظلم ها، تمام خطاها و لغزش ها، در خانواده و جامعه در «حب الدنیا» است.

هرکس در هر جایگاهی هست، اعم از تمامی شئون و مقام های اجتماعی از صدر تا ذیل، تمامی نقش های خانوادگی و... اگر حب الدنیا در وجودش باشد خواهد لغزید.

به میزانی که حب الدنیا در وجود فردی شدید باشد، به همان نسبت به عاقبت به شر شدن نزدیک تر است.

میزان حب الدنیا در انسان، ملاک و  راز عاقبت به خیر یا عاقبت به شر شدن افراد است.

https://farsi.al-shia.org/wp-content/uploads/2016/05/hob-donya.jpg

پ.ن: حب الدنیا از رئوس تعیین کننده عاقبت انسان هست، نه این که تنها ملاک باشد. مثلا ادب هم بسیار در تعیین عاقبت مؤثر هست. ادب حر بن یزید ریاحی در محضر اباعبدالله الحسین علیه السلام و ادب ملکه سبا در بارکاه سلیمان موجب عاقبت به خیری این دو نفر شد. 


1- تحف العقول، ص 215

2- وسائل الشیعه، ج 16، ص 9

3- منظور دوستی زنان نامحرم است و شهوت نسبت به آن ها. زیرا در روایت داریم به میزانی که ایمان مرد اضافه می شود به علاقه اش نسبت به زنان محرمش نیز افزوده می شود.

0

حب الدّنیا

8 سال،6 ماه پیش

بسم الله النّور

وَ قَالَ ع‏ أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ حُبَّ الدُّنْیَا فَإِنَّهَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ وَ بَابُ کُلِّ بَلِیَّةٍ وَ قِرَانُ کُلِّ فِتْنَةٍ وَ دَاعِی‏ کُلِ‏ رَزِیَّة1

 اى مردم! از دنیا دوستى بر حذر باشید که آن سرچشمه هر خطا و در ورودى هر بلا و همراه هر فتنه و باعث هر مصیبت و گرفتارى است.

سُئِلَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ قَالَ مَا مِنْ عَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص- أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْیَا فَإِنَّ لِذَلِکَ شُعَباً کَثِیرَةً وَ لِلْمَعَاصِی شُعَباً فَأَوَّلُ مَا عُصِیَ اللَّهُ بِهِ الْکِبْرُ إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ الْحِرْصُ ثُمَّ الْحَسَدُ وَ هِیَ مَعْصِیَةُ ابْنِ آدَمَ حَیْثُ حَسَدَ أَخَاهُ فَقَتَلَهُ فَتَشَعَّبَ مِنْ ذَلِکَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ الدُّنْیَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ وَ حُبُّ الْکَلَامِ وَ حُبُ‏ الْعُلُوِّ وَ الثَّرْوَةِ فَصِرْنَ سَبْعَ خِصَالٍ فَاجْتَمَعْنَ کُلُّهُنَّ فِی حُبِّ الدُّنْیَا فَقَالَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْعُلَمَاءُ بَعْدَ مَعْرِفَةِ ذَلِکَ حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ وَ الدُّنْیَا دُنْیَاوَانِ دُنْیَا بَلَاغٌ وَ دُنْیَا مَلْعُونَةٌ.2

محمّد بن مسلم گوید: از امام سجّاد علیه السّلام پرسیده شد که کدامیک از کارها برتر و با فضیلت‏‌تر است؟ فرمود: پس از معرفت خدا و رسولش هیچ کارى با فضیلت‏‌تر از دشمن داشتن دنیا نیست زیرا دنیا داراى شعبه‏‌هایى است و گناهان نیز شعبه‏‌ها و شاخه‌‏هایى دارند، پس اوّلین گناهى که به وسیله آن خداوند مورد نافرمانى قرار گرفت کبر و بزرگ منشى بود سپس حرص و سپس حسد، و حسد گناه فرزند آدم بود آنجا که به برادر خود حسد ورزید و او را به قتل رساند پس گناهانى که از حسد منشعب مى‏‌شوند عبارتند از: دوستى زنان3 و دوستى دنیا و ریاست‏‌طلبى و راحت‏‌طلبى و علاقه به حرف زدن و برترى‏‌جویى و دوستى مال و ثروت پس این‌ها هفت خصلت‏‌اند که همگى در دوستى دنیا جمع شده‏‌اند پس پیامبران و دانشمندان پس از شناخت آن فرموده‌‏اند که: دوستى دنیا سر هر گناهى است و دنیا دو گونه است: یکى دنیایى که در حدّ کفایت و بسندگى است و دیگرى دنیایى که مورد لعن و دورى از رحمت خداوند است.

وقتی گفته شده حب الدنیا رأس کل خطیئه، یعنی ریشه تمام گناهان، تمام ظلم ها، تمام خطاها و لغزش ها، در خانواده و جامعه در «حب الدنیا» است.

هرکس در هر جایگاهی هست، اعم از تمامی شئون و مقام های اجتماعی از صدر تا ذیل، تمامی نقش های خانوادگی و... اگر حب الدنیا در وجودش باشد خواهد لغزید.

به میزانی که حب الدنیا در وجود فردی شدید باشد، به همان نسبت به عاقبت به شر شدن نزدیک تر است.

میزان حب الدنیا در انسان، ملاک و  راز عاقبت به خیر یا عاقبت به شر شدن افراد است.

https://farsi.al-shia.org/wp-content/uploads/2016/05/hob-donya.jpg

پ.ن: حب الدنیا از رئوس تعیین کننده عاقبت انسان هست، نه این که تنها ملاک باشد. مثلا ادب هم بسیار در تعیین عاقبت مؤثر هست. ادب حر بن یزید ریاحی در محضر اباعبدالله الحسین علیه السلام و ادب ملکه سبا در بارکاه سلیمان موجب عاقبت به خیری این دو نفر شد. 


1- تحف العقول، ص 215

2- وسائل الشیعه، ج 16، ص 9

3- منظور دوستی زنان نامحرم است و شهوت نسبت به آن ها. زیرا در روایت داریم به میزانی که ایمان مرد اضافه می شود به علاقه اش نسبت به زنان محرمش نیز افزوده می شود.

0

دخالت در سیاست

8 سال،6 ماه پیش

بسم الله النّور

خیلی وقت ها برخی از افراد ساده لوح می گویند در سیاست نباید دخالت کرد؛

در صورتی که سیاست محل منازعه حق و باطل است؛

و مذبذب و در رفت آمد بودن میان حق و باطل یا بی طرفی، معنا ندارد.

انسان یا در جبهه حق است یا باطل

گزینه سومی وجود ندارد.

0

دخالت در سیاست

8 سال،6 ماه پیش

بسم الله النّور

خیلی وقت ها برخی از افراد ساده لوح می گویند در سیاست نباید دخالت کرد؛

در صورتی که سیاست محل منازعه حق و باطل است؛

و مذبذب و در رفت آمد بودن میان حق و باطل یا بی طرفی، معنا ندارد.

انسان یا در جبهه حق است یا باطل

گزینه سومی وجود ندارد.

0

تمامی حقوق برای مهدیه منافی محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده